loading...
پايگاه جامع فرهنگی مذهبی محبّان مهدی (عج)

بسمه تعالی

25 فرمول موفقیت در بیانات امام صادق علیه السلام

در كتاب "مجموعه شهيد اول (ره)"

 از امام صادق (ع) روايت شده است كه فرمودند:

طلبتُ الجنة، فوجدتها فى السخاء :

بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگى و جوانمردى يافتم.

و طلبتُ العافية، فوجدتها فى العزلة:

و تندرستى و رستگارى را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏گيرى (مثبت و سازنده) يافتم.

و طلبت ثقل الميزان، فوجدته فى شهادة »ان لا اله الا الله و محمد رسول الله

و سنگينى ترازوى اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهى به يگانگى خدا تعالى و رسالت حضرت محمد (ص) يافتم.

و طلبت السرعة فى الدخول الى الجنة، فوجدتها فى العمل لله تعالى:

سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه براى خداى تعالى يافتم.

و طلبتُ حب الموت، فوجدته فى تقديم المال لوجه الله:

و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پيش فرستادن ثروت (انفاق) براى خشنودى خدا يافتم.

و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فى ترك المعصية:

و شيرينى عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه يافتم.

و طلبت رقة القلب، فوجدتها فى الجوع و العطش:

و رقت (نرمى) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگى و تشنگى (روزه) يافتم.

و طلبت نور القلب، فوجدته فى التفكر و البكاء:

و روشنى قلب را جستجو نمودم، پس آن را در انديشيدن و گريستن يافتم.

و طلبت الجواز على الصراط، فوجدته فى الصدقة:

و (آسانى) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه يافتم.

و طلبت نور الوجه، فوجدته فى صلاة الليل:

و روشنى رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب يافتم.

و طلبت فضل الجهاد، فوجدته فى الكسب للعيال:

و فضيلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزينه زندگى زن و فرزند يافتم

و طلبت حب الله عزوجل، فوجدته فى بغض اهل المعاصى:

و دوستى خداى تعالى را جستجو كردم، پس آن را در دشمنى با گنهكاران يافتم.

و طلبت الرئاسة، فوجدتها فى النصيحة لعبادالله:

و سرورى و بزرگى را جستجو نمودم، پس آن را در خيرخواهى براى بندگان خدا يافتم.

و طلبت فراغ القلب، فوجدته فى قلة المال:

و آسايش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمى ثروت يافتم.

و طلبت عزائم الامور، فوجدتها فى الصبر :

و كارهاى پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكيبايى يافتم.

و طلبت الشرف، فوجدته فى العلم:

و بلندى قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش يافتم.

و طلبت العبادة فوجدتها فى الورع:

و عبادت در جستجو نمودم، پس آن را در پرهيزكار يافتم .

و طلبت الراحة، فوجوتها فى الزهد:

و آسايش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسايى يافتم.

و طلبت الرفعة، فوجدتها فى التواضع:

برترى و بزرگوارى را جستجو نمودم، پس آن را در فروتنى يافتم.

و طلبت العز، فوجدته فى الصدق:

و عزت (ارجمندى) را جستجو نمودم، پس آن را در راستى و درستى يافتم.

و طلبت الذلة، فوجدتها فى الصوم:

و نرمى و فروتنى را جستجو نمودم، پس آن را در روزه يافتم.

و طلبت الغنى، فوجدته فى القناعة:

و توانگرى را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت يافتم.

و طلبت الانس، فوجدته فى قرائة القرآن:

و آرامش و همدمى را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن يافتم.

و طلبت صحبة الناس، فوجدتها فى حسن الخلق:

و همراهى و گفتگوى با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخويى يافتم.

و طلبت رضى الله، فوجدته فى برالوالدين:

و خوشنودى خدا تعالى را جستجو نمودم، پس آن را در نيكى به پدر و مادر يافتم.

مستدرك الوسائل ، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810.

شرح دو حدیث این امام همام از لسان آیت‌الله تهرانی:

آیت‌الله تهرانی تجسم علم و تقوا بود و جنس جلسات اخلاقشان با همه سخنرانی‌های ایشان متفاوت بود و یکی از بارزترین ویژگی‌های آن، شرح احادیث اهل‌بیت(ع) با زبانی ساده و همه‌فهم بود.

امام صادق (ع) امامیست که صیت علوم حضرتش بلاد و مجامع علمی اسلامی را فرا گرفته و علمای عراق و حجاز و خراسان و شام و نقاط دیگر اسلام از محضرشان فیض می‌بردند:

رُوِیَ اَنَّهُ سَئَلَ رَجُلٌ عَنِ الصّادِقِ عَلَیهِ السَّلامُ اَن یُعَلِّمَهُ مایَنالُ بِهِ خَیرَالدُّنیا وَ الاخِرَةِ وَ لایُطَوِّلُ عَلَیهِ فَقالَ عَلَیهِ السَّلامُ: لاتَکذِب[۱]؛

شخصی خدمت امام صادق علیه­السلام رسید و از حضرت درخواست کرد که به او کاری بیاموزد که به خاطر آن کار، به خیر دنیا و آخرت برسد و طولانی هم نباشد، امام صادق علیه السلام فرمودند: دروغ نگو.
شرح حدیث: در زمان ائمه معصومین علیهم السلام مرسوم بوده است که خدمتشان می­رسیدند و تحفه­ای می­گرفتند و می­رفتند. این شخص انسان باصفایی است که از حضرت علیه السلام چنین درخواستی می­کند. دراین روایت خیلی ظرافت است. درخواست انجام کاری را می­کند ولی حضرت نمی­فرمایند فلان عمل را انجام بده؛ بلکه می­فرمایند دروغ نگو و بدان که در آن خیر دنیا و آخرت است.
در روایتی امام باقر علیه السلام، در بیان زشتی دروغ و مقایسه آن با دیگر پلیدی­ها می­فرماید: «إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلشَّرِ اَقفَالاً وَ جَعَلَ مَفَاتِیحَ تِلکَ الاَقفَالِ الشَّرابَ وَ الکِذبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرابِ[۲] » خداوند برای بدی­ها قفل­هایی قرار داد که کلید آن همانا شراب است و دروغ از شراب بدتر است.

مبداء بسیاری از فسادها و شرور، چه فردی و چه اجتماعی دروغ است. منشاء تمامی ادیان فاسده و منحرفه دروغ است. بعضی برای برطرف شدن مشکلات و یا برآورده شدن حاجات و
یا رسیدن به مقامی معنوی چهل روز اعمالی را انجام می­دهند و از انجام بعضی کارها خودداری می­کنند. انسان بداند اگر چهل روز دروغ نگوید، کارش درست می شود و هر گره­ای که دارد باز می­شود، چون بزرگ­ترین گره و بدترین شرور دروغ است؛ زیرا دروغ توفیق انجام بسیاری از اعمال خوب را از انسان می­گیرد و پرهیز از آن، توفیق اعمال صالح را به انسان می­دهد. اگر انسان­ها صادق بودند، دیگر خیانت، غلّ و غشّ، نفاق، تکبّر، تهمت و ریا وجود نداشت.

[۱] بحار الانوار، جلد ۷۵، صفحه ۲۴۱
[۲]اصول کافی، جلد۲، صفحه ۳۳۸

.............................................................................

رُوِیَ عَن الصّادِقِ عَلَیهِ السَّلامُ قالَ: اَدَّبَنی أبی بِثَلاثٍ؛ قالَ لی: یابُنَیَّ مَن یَصحَب صاحِبَ السُّوءِ لایَسلَم وَ مَن لایُقَیَّد اَلفاظَهُ یَندَمُ وَ مَن یَدخُل مَداخِلَ السُّوءِ یُتَّهَمُ[۱]


ترجمه حدیث: امام صادق علیه السلام فرمودند: پدر بزرگوارم امام محمدباقر علیه السلام مرا به سه چیز ادب کردند و فرمودند: «ای پسرم! هرکس رفت و آمد و نشست و برخاستش با انسان­های بدی باشد که آن افراد روش­های بدی دارند، این را بداند که به سلامت نخواهد رسید. و کسی که زبان خود را مهار نکند و جلوی سخنان خود را نگیرد، بالاخره پشیمان خواهد شد. و کسی که در مکان­های بدنام وجلساتی که اعمال بد و گناه در آنها انجام می­شود، وارد شود به کاری بد متهم می­شود.»

شرح حدیث: اوّل: حضرت علیه السلام روابط با انسان­های دیگر را می­فرماید که مصاحبت، معاشرت و مجالست و رفاقت با افرادی که از بدکارانند، هرچند هم که انسان خوب باشد روی او اثر می­گذارد و بی­برو
برگرد، انسان خراب خواهد شد.

دوّم: مراقبت و مواظبت از زبان است که هر چیزی از آن بیرون نیاید. اولین گام در سیر و سلوک الهی در باب مراقبت، مراقبتِ زبانی می­باشد و بداند که بسیاری از انسان ها روز قیامت به خاطر
مراقبت نکردن از زبان خود وارد جهنم می­شوند. اثر روابط و رفاقت با انسان­های ناسالم و مراقبت نکردن از زبان فقط در قیامت نمی­باشد، بلکه در همین دنیا و در روابط بد، بد می­شود. اگر زبان مقیّد نباشد، انسان پشیمان می­شود.
سوّم: اگر انسان به مکان­ها و مجالس و جاهایی برود که در آنجا افراد بدکار و بی سروپا می­روند و گناه و معصیت، لهو و لعب، غیبت، تهمت، بدگویی، بدزبانی و ... انجام بشود، حتّی اگر خود او هم کار بد انجام ندهد، متّهم به آن اعمال می­شود که باعث پیدایش این اتهام هم خود او می­باشد.
[۱]بحار الانوار، جلد۷۵، صفحه ۲۶۱

ماه کنعاني من، مسند مصر آن تو شد

وقت آن است که بدرود کني زندان را

سلام بر تو، سلام بر تو که عشق را مي شناسي و راه خانه دوست را مي داني. سلام بر سلامهاي تو، بر گريه هاي تو در دشتهاي زرد غيبت. سلام بر تو که وعده خدايي، موعود زماني، شکوه زميني و ادامه الله. ديري است که با ما سخن نمي گويي، نرگس باغ جمالت را در هزار توي جلال کبريايي پنهان کرده اي. ستارگان تمام شده اند، ديگر ستاره اي براي شمردن نمانده است. شب را سر بيداري نيست، و روز بهانه آمدن ندارد. فوج پرندگان، سينه آسمان را نمي شکافد. ديگر دلمردگان نيز به ما طعنه نمي زنند. آيا ما را که  روي مه پيکر تو سير نديدم  از اين بيشتر از نظر مي اندازي؟ آيا گوسفندان معصوم دشت انتظار را با گرگ فراق، تنها مي گذاري؟ جمعه ها، چه دلگير روزهايي!

 امام مهدی (عج)

 

 آقا جان - يا صاحب الزمان (ع) -  هر روز اين بيت ها را با خود زمزمه مي كنم

تا بگويم دلم به انتظار باران حضور توست :

گفتم كه خدا مرا مرادي بفرست

طوفان زده ام راه نجاتي بفرست

فرمود كه با زمزمه ي يا مهدي

نذر گل نرگس «صلواتي» بفرست

«اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم»

امام صادق سلام الله علیه :

مَن حَسُنَت نِيَّتُهُ زيدَ فى رِزقِهِ؛

هر كس نيتش خوب باشد روزيش زياد مي ‏شود.

كافى، ج 2، ص 105، ح 11؛ دانش‏نامه قرآن و حديث، ج 11، ص 284.

بسمه تعالي

كوچك و بزرگ بايد بدانيم: راه يگانه براي سعادت دنيا و آخرت، بندگي خداي بزرگ است؛ و بندگي، در ترک معصيت است در اعتقاديات و عمليات.
آنچه را که دانستيم، عمل نماييم و آنچه را که ندانستيم، توقف و احتياط نماييم تا معلوم شود، هرگز پشيماني و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ اين عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خداي بزرگ، اولي به توفيق و ياري خواهد بود .
«والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته، و الصلاة علي محمد و آله الطاهرين، واللعن علي أعدائهم أجمعين»

وقتى لشگريان چنگيز مغول به ايران وحشيانه حمله كردند، همه جا حمام خون براه انداختند. چنگيز پس از ورود به هر شهرى از مردم مى پرسيد: من شما را مى كشم يا خدا، اگر مى گفتند: تو مى كشى همه را مى كشت ، و اگر مى گفتند: خدا مى كشد، باز همه را مى كشت . تا آنكه به شهر همدان رسيد. قبلا افرادى نزد بزرگان همدان فرستاد كه آنها به نزد من بيايند كه صحبتى با آنها دارم .
همه حيران بودند كه چه كنند، جوان شجاع و هوشيارى گفت : من مى روم ، گفتند: مى ترسيم كشته شوى ؟ گفت : من همه مثل ديگرانم ، و آماده رفتن شد. يك شتر و يك خروس و يك بز تهيه كرد نزد اردوگاه چنگيز آمد و به حضور او رسيد گفت : اى سلطان اگر بزرگ مى خواهى اين شتر، اگر ريش ‍ بلند مى خواهى اين بز، اگر پرحرف مى خواهى اين خروس ، و اگر صحبتى دارى من آمده ام .
چنگيز گفت : بگو بدانم من اين مردم را مى كشم يا خدا؟ جوان گفت : نه تو مى كشى و نه خدا، پرسيد: پس چه كسى مى كشد؟ گفت : جزاى عملشان

زنى از اهل عبادت به نام «باهيه» چون وفاتش نزديك شد سر به آسمان بلند كرد و گفت : اى خدائى كه گنج من هستى ، بر تو اعتماد مى كنم هنگام موت مرا مخذول نكن و در قبرم از وحشتم نجات بده .
چون از دنيا رفت پسرى داشت كه هر شب و روز جمعه مى آمد سر قبر مادر، قدرى قرآن و دعا مى خواند و طلب مغفرت براى مادر خود و هم براى اهل قبرستان دعا مى كرد.
شبى اين جوان مادرش را در خواب ديد و سلام كرد و عرض كرد: حال شما چطور است ؟
گفت : اى پسر جان از براى مرگ منتهاى سختى است و بحمدالله جايگاهم در برزخ جاى بسيار خوبى است . عرض كرد: مادر حاجتى دارى ؟ گفت : آرى اى پسرم ، هميشه دعا و زيارت و قرائت قرآن برايم كن با آمدن تو نزد قبرم در شب و روز جمعه شاد مى شوم ، وقتى كه تو مى آئى اموات به من مى گويند: باهيه پسر تو آمد، من و امواتى كه كنار قبرم هستند به اين مژده شاد مى شويم .
جوان مشغول به دعا و قرآن براى مادر و اموات ديگر شد. شبى در خواب ديدم ، جمعيت زيادى نزدم آمدند و گفتم : شما كيستيد؟ گفتند: ما اهل قبرستان هستيم آمديم از تو به خاطر دعا و قرائت قرآن برايمان مى كنى ، تشكر نماييم ، اين عمل را ترك نكن

روزى خوات بن جبير در راه مكه با عده اى از زنها طائفه بنوكعب نشسته بود (و با آنها گفت و شنود است ) اتفاقا حضرت رسول صلى الله عليه و آله از آنجا عبور مى كرد به او فرمود: چرا با زنها نشسته اى ؟
گفت : شترى دارم كه سركش است و مرتب فرار مى كند، اينجا آمده ام تا اين زنها طنابى برايم ببافند تا شتر را با آن ببندم .
پيامبر صلى الله عليه و آله چيزى نفرمودند و رفتند؛ و بعد از انجام دادن كارشان بازگشتند و به او كه هنوز آنجا بود فرمودند: ديگر آن شتر چموش ‍ فرار نكرد؟
خوات مى گويد: من خجالت كشيدم و چيزى نگفتم . بعد از آن واقعه پيوسته از پيامبر فرار مى كردم و سعى مى نمودم رو در روى پيامبر قرار نگيرم ؛ زيرا از برخورد با او (كه فهميده بود آنچه گفتم بهانه اى بيش نبوده است ) حيا داشتم ، تا اينكه به مدينه آمدم .
روزى در مسجد نماز مى خواندم ، ديدم رسول خدا آمدند در كنار من نشستند.
من نماز را طولانى كردم ، پيامبر فرمودند: نمازت را طولانى مكن كه من در انتظارت هستم .
چون از نماز فارغ شدم به من فرمودند: آيا آن شتر چموش بعد از آن روز ديگر فرار نكرد؟ من خجالت كشيده و برخاستم و از نزدش رفتم .
روز ديگر پيامبر را ديدم در حاليكه روى الاغى نشسته و هر دو پايش را به يك طرف انداخته بود و از كوچه اى عبور مى كرد بمن كه رسيد فرمود: آيا ديگر آن شتر فرار نكرد؟
گفتم : بخدا قسم از روزى كه مسلمان شدم هرگز آن شتر فرار نكرده است (و من خلاف به عرض شما رساندم ).
پيامبر فرمود: الله اكبر الله اكبر خدايا خوات را هدايت فرما، پس از آن روز او از مسلمانان واقعى شد و مورد هدايت قرار گرفت .

امام صادق عليه السلام شنيد كه مردى شهرت به تقوى پيدا كرده است . روزى آن مرد را مشاهده كرد كه جمع زيادى از عوام اطراف او را گرفته بودند.
پس آن مرد از مردم كناره گرفت و تنها به راهى حركت كرد؛ امام عليه السلام ناظر كارهاى او بود.
پس از زمانى كوتاه امام ديدند او جلو يك دكان نانوائى ايستاد، و دو نان مخفيانه برداشت و به راه افتاد. پس از چند قدمى از دكان ميوه فروشى دو عدد انار برداشت و به راهش ادامه داد.
پس از پيمودن مسافتى نزد مرد مريضى رفت و نانها و انارها را به وى داد و به مقصد خود خواست برود، امام عليه السلام خود را به آن مرد رساند و فرمود: امروز از تو عمل شگفت انگيزى ديدم ، و آنچه را ديده بود برايش ‍ نقل كرد!
آن مرد گفت : گمان مى كنم تو امام صادق عليه السلام هستى ؟ فرمود: آرى ، گفت : با آنكه فرزند پيامبرى ، افسوس كه چيزى نمى دانى ؟
فرمود: چه جهلى از من ديده اى ؟ گفت : مگر نمى دانى خداوند در قرآن فرموده ((هر كار نيكى انجام دهد ده حسنه دارد و هر كه گناهى كند جز يك گناه برايش ننويسند)) از اين جهت به حساب من دو نان و دو انار دزديده ام ، مجموعا چهار گناه محسوب مى شود، و آنها را در راه خدا داده ام مى شود چهل حسنه .
چهار گناه را از چهل حسنه كم كنند سى و شش حسنه برايم باقى مى ماند، و تو از اين حسابها نمى دانى !
امام فرمود: خدا مرگ دهد مگر اين آيه از قرآن را نشنيدى كه مى فرمايد ((خدا از پرهيزگاران قبول اعمال كند))؟! تو چهار گناه كردى و مال مردم را دزديدى و چهار گناه ديگر كردى كه بدون اجازه به ديگران دادى ، پس هشت گناه نمودى و هيچ حسنه اى هم ندارى .
بعد حضرت به اصحابش فرمود: اينگونه تفسيرها و توجيه هاست كه اينان هم خودشان و هم ديگران را گمراه مى سازند.

ابوذر وقتى شنيد پيامبرى در مكه مبعوث شده ، به برادرش انيس گفت : بيا برو و اخبارى از او برايم بياور.
برادر به مكه آمد و توصيف پيامبر صلى الله عليه و آله را برايش نمود. ابوذر گفت : آتش قلب مرا خاموش نكردى ، خود مهياى سفر شد و به مكه آمد و در گوشه اى از مسجد خوابيد تا روز سوم به هدايت على عليه السلام مخفيانه بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد و سلام كرد.
پيامبر صلى الله عليه و آله از نام و احوالش پرسيد، او سر حال خودش را گفت و مسلمان شد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: به محل خود بازگرد و در مكه توقف مكن زيرا مى ترسم بر تو ستمى روا بدارند.
گفت : بخدائى كه جانم در دست اوست در جلو چشمان مردم مكه فرياد مى كشم و به آواز بلند اظهار اسلام مى كنم .
از همانجا به ((مسجد الحرام )) آمد و صدا بلند كرد و شهادتين را گفت . مردم مكه به طرف او حمله آوردند و آنقدر او را زدند كه بى حال روى زمين افتاد. عباس عموى پيامبر صلى الله عليه و آله او را ديد خود را بر روى او انداخت و گفت :
مردم واى بر شما مگر نمى دانيد اين مرد از طايفه غفار است ، و ايشان در سفر شام سر راه شمايند، و به اين كلمات او را نجات داد.
روز دوم كه حال ابوذر بهتر شد، باز ابوذر اظهار اسلام را نمود و مردم او را كتك مفصلى زدند. عباس سبب شد تا او از زير كتكهاى مردم نجات يابد، و او به محلش بازگشت .

حارث گويد: شبى در خدمت امير مؤ منان عليه السلام به صحبت و گفتگو مى پرداختيم ، پس در ميان سخن عرض كردم براى من حاجتى پيش آمده است .
امام فرمود: اى حارث ! آيا مرا براى بيان نمودن حاجت شايسته مى دانى ؟ عرض كردم : البته يا على عليه السلام ! خدا شما را جزاى خير عنايت كند
ناگهان امام از جاى برخواست ، چراغ را خاموش كرد و با ملاطفت و مهربانى هر چه بيشتر مخصوص به خود، پهلو به پهلوى من نشست و فرمود: ميدانى چرا چراغ را خاموش نمودم ؟ براى اينكه بدون ملاحظه و رودربايستى ، هر چه در دل دارى بگوئى ، من ذلت احتياج را در چهره ات نبينم اكنون هر حرفى دارى بزن ، كه شنيدم پيامبر صلى الله عليه و آله مى فرمود:
در صورتيكه حوائج مردم بر دل ديگرى سپرده شود يك امانت الهى است كه بايد آن را از ديگران پنهان داشت ، و كسيكه آن را فاش نكند ثواب عبادت به او مى دهند، و هر گاه افشا گرديد، بر هر كس كه مى شنود شايسته است كه به كمك حاجتمند برخيزد و براى او كار سازى نمايد!

بارالها! چگونه باور كنم نبودنش را وقتي كه محبت دستي نوازشگر در تار و پود وجودم ريشه مي دواند چگونه باور كنم سكوت درياي چشمهايم را وقتي كه قايق مهربانيش بي ناخدا در اوج آسمانها به پيش مي رود.

آدينه كه مي شود قاصدكهاي دلم را روانه آستان دوست مي كنم تا پيام آور حضور صدفي باشد كه يازده مروايد سبز را با خود به همراه دارد. وقتي كسي نيست كه درد آشنايم باشد فرشته اي پيدا مي شود تا در خلوت شبهاي تار تسلي بخش خاطرم باشد. هنوز ستاره اي بي نورم كه در انتظار شعاعي از خورشيد لحظه شماري مي كنم. كويري در انتظار آبم و حتي درياي اشكهايم كويرتف زده وجودم را سيراب نمي كند. از ستارگان آسمان سراغ مي گيرم و چون پرنده اي عاشق گمگشته ام را درميان فرشتگان آسمان مي جويم.

با من بگو چگونه از رويش ياس ها بگويم ، وقتي كه نرگسي هاي چشمم در انتظار آمدنت سوسو مي زنند. هر شب با ياد تو به خواب مي روم و صبح در انتظار ... مي دانم كه مي آيي و غبار غم و اندوه هزاران ساله را از قلبهاي خسته مان مي زدايي و اشكهاي زلالمان را از گونه هايمان برمي چيني. مي آيي و ضريح گمشده ياسي كبود را نشانمان ميدهي و مسيح مريم را با خويش همراه مي سازي . مي آيي و صندوقچه موسي را برايمان مي گشايي و آنگاه در كنار كعبه عشاق سر بر آستان بندگي خدايي مي سايي كه آمدنت را به منتظران و مستضعفان جهان وعده داده بود. مي آيي و در فراسوي نگاه منتظرمان، قلبهاي كوچك و اميدوارمان را به هم پيوند ميدهي و آن روز، روز شادي چشمهاي منتظري است كه عاشقانه مي گريند و به سويت بال و پر مي گشايند.

آنکه مي بينيم جور وستم تمام زمين را فرا گرفته و فساد عمومي شده و در روح کوچک وبزرگ رسوخ کرده و... ولي تابحال امام ظهور نکرده دليل داره، که اطلاع از آنها براي شما بسيار مفيد بوده مانع انحراف شما در اين جهان پراز ريا مي گردد.

يکي ازدلايل طولاني شدن غيبت آزمودن مردم جهان است.

امتحان وآزمايش يکي از ترفندها وروشهاي قديمي خداوند از آدم تا خاتم انسانهاي روي زمين است.که به وسيله آن استعدادها و ايمان نهفته آدمي را مي سنجد. بطوري که خود در سوره عنکبوت مي فرمايد:آيا مردم گمان کردند(همين اندازه )که اظهار ايمان نمائيد(کافي است)وما آنها را به حال خود رها مي کنيم و آزمايش نخواهند شد؟! وسپس در آيه بعدي همين سوره مي فرمايد:گمان نکنيد که اين آزمايشها فقط براي شما مسلمانان است! خير.

همانطور که در آيه بالا ذکر شد خداوند همه مردم زمين را مي آزمايد و براي اين آزمايش از هر وسيله اي اعم از ثروت وبي پولي و بيماري و نيکي ها و بديها و لذائذ جسمي و جنسي و... استفاده مي کند پس بايد در هر حال مراقب خود باشيد تا کارنامه خوبي نزد امام مهدي(ع) و خدا داشته باشيد و مبادا يه دفعه هوس کنيد و بريد طرف سايت هاي سک... يا اينکه مبادا تو خيابون چششتون به يه ... يا اينکه مبادا نمازتون به خاطر کارهاي ديگه به تاخير بيفته ودر اصل اينکه مبادا در مورد امام الزمان و ظهورش کوچکتري شکي بدل راه دهيد. چراکه در مورد آن امام علي(ع) مي فرمايد:

سوگند به کسي که پيامبر رابه حق مبعوث کرد به شدت مورد آزمايش قرار مي گيريد و غربال مي شويد همانند محتويات يک ديگ به هنگام جوشش زيرو رو خواهيد شد آنچنان که بالاي شما پايين وپايين تان بالا قرار خواهدگرفت.

در اين رابطه خداوند مارابه دوطريق آزمايش خواهد کرد.

1-چه کسي شک مي کند و چه کسي پايبند مي ماند.

2-چه کسي جذب اين دنياي مملواز شهوات مي شود و چه کسي جذب خدا و معنويات مي شود.

انشاء الله که ما وشما جذب مهدي(ع) و خداوند شويم. اما متاسفانه امروزه عده زيادي راه خود را گم کردند و به دلائلي پيش پا افتاده به وجود امام شک مي کنند.

از جمله اينکه بعضي مي گويند:چنين عمر طولاني از انسان بعيد است(در حالي که از نظر علمي عمر طولاني وي به اثبات رسيده و در مباحث آينده به عرض شما خواهم رساند) بعضي ديگر مي گويند اگر هست چرا او را نمي بينيم بعضي ديگر به عدم قدرت او براي انقلاب جهاني شک کردند و...

همانطور که رسول خدا (ص) مي فرمايد: او (مهدي) کسي است که از بين شيعيانش غائب گشته، غيتبي که کسي در اعتقاد به امامتش باقي نمي ماند جز کسي که خداوند قلبش را به ايمان آزموده باشد.

اما اين آزمايش در روز ظهور تمام نمي شود و درآن زمان نيز شديد تر هم مي شود. به حديث زير از امام صادق توجه کنيد.

گويا امام قائم را مي بينم که روي منبر کوفه نشسته و يارانش که به اندازه جنگ بدر 313مردند دور او را حلقه زدند که آنها پرچم داران و حکمرانان الهي بندگانش بر روي زمينند. پس امام نامه را از قباي خود بيرون مي آورد وچون آنان نامه رسول الله را در دست امام مي بينند مانند گوسفندان وحشت زده از دور او متفرق مي شوند و جز وزير و 11 نقيب وي کسي باقي نمي ماند به همان اندازه که نزد موسي باقي ماندند.آنها همه جا را مي گردند و جز حضرت چاره سازي رانمي بينند و نزد وي برمي گردند.

عدم آمادگي براي ظهور امام الزمان

اين عدم آمادگي دو دليل دارد که به شرح زير است:

1- متاسفانه در حال حاضر هنوز جهان براي ظهور امام الزمان آماده نيست زيرا در گوشه و کنار جهان هنوز کساني هستند که ادعا مي کنند که اگر ما حکومت کنيم چنين و چنان مي کنيم و خود را همسان با امام ما مي دانند در حالي که اگر توجه کنيد ذره اي از فضائل اخلاقي وي را ندارند.

در اين رابطه امام باقر(ع) مي فرمايد: قبل از ظهور هيچ قومي نمي مانند تا اينکه به سلطنت برسد تا در دولت ما کسي نگويد که اگر من نيز بودم چنين برنامه اي را پياده مي کردم.

2- با نهايت تاسف مردم نيز هنوز آماده ظهور امام الزمان نيستند چرا که در هنگام مشکلات کسي ديگر را بجاي امام الزمان صدا مي کنند.

هنگامي که جنگ مي شود کمک سازمان ملل را خواستار مي شوند در حالي که در حين حمله آمريکا به عراق سازمان ملل هيچ غلطي نکرد . همانطور که قبلا مردم در جنگ جهاني دوم از سازمان جامعه ملل کمک خواستند ولي خود در آتش اين جنگ سوخت و خون 55ميليون انسان بي گناه جاري شد و نيست ونابود شدند.

مردم بايد بدانند که يگانه منجي عالم بشريت امام مهدي ماست و بس. تنها از خداوند خواستار ظهورش شويد و هر وقت به مشکلي برمي خوريد از ته قلب بگوئيد يا مهدي ادرکني و براي تعجيل ظهور امام با اخلاص پس از هر نماز دعا کنيد(اين کار ثوابها و قضائل بي شماري دارد که انشاءالله در متاحث آينده به عرضتان خواهم رساند) واين را به اطرافيانتان نيز کوشزد کنيد.

پس هرگاه چنين شد آنروز است که قائم عليه السلام ظهور خواهد کرد و مشکل شما وما اهل زمين را حل خواهد کرد و جهاني نو را به ما هديه خواهد کرد.

مهدي جان!


ويرانه نه آنست كه جمشيد بنا كرد ويرانه نه آنست كه فرهاد فرو ريخت


ويرانه دل ماست كه هرجمعه به يادت


صدبار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت .



سلام عليكم
- گل را اثر روي تو گل پوش كند.
- جان را سخن خوب تو مد هوش كند.
- آتش به شراب وصل تو نوش كند.
- از لطف تو سوختن فراموش كند.
«اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم».

الهي منجي انسان كي آيد؟ شراب هستي انسان كي آيد ؟

كه تنها من نيم آدم سرايد قرار و صبروآرامم كي آيد؟

شراب و ساقي جامم كي آيد؟ صميمانه حقيقت را بگويم

اميد غربت شامم كي آيد؟

روزها از پي هم مي گذرند، سالها مي گذرند و قلب ها در آتش هجرانت مي سوزند. كبوترها ديگر ناي نغمه خواني ندارند، دلها ديگرهوس غزل گفتن نمي كنند. ديگر دلها قصيده سرايي نمي كنند. اينك تمام شعرها به يك مصرع ختم مي شوند " يا اباصالح بيا" ديگر چشمها اشك نمي بارد! حال ديگر ديده ها خون مي بارند." چشمها در طلب لعل يماني خون شد". آيا صداي ندبه خوانان كه ازعمق جان، فريادت مي زنند، آيا تپش قلبها كه هرآن ملتمسانه چشم به آسمانها دوخته اند و شعله هاي آه جانسوزشان، ياس ها را به گريه واداشته، به ديار سبز حضورت نمي رسد؟ آه از هجران ." مردم ، دراين فراق و درآن پرده راه نيست يا هست و پرده دار نشانم نمي دهد." اي مهدي فاطمه، اي عزيز دل زهرا، تا كي بايد پشت درهاي سبز رنگ انتظار بنشينيم ، تا كي بايد چشم هايمان يتيم نديدنت باشند. هيچ چيز سخت تر از انتظار نيست. اما اگر بداني كه در پس اين پرده هاي انتظار، بهاري نشسته و منتظر تمام شدن زمستان دلهاست، تا سبد سبد شكوفه به دلها هديه دهد، آن موقع است كه انتظار آسان مي شود. آن گاه است كه براي رسيدن يك جمعه ي سبز ، دستها پلي مي شوند تا آسمان ، تا قاصد دلهاي عاشق را به آن جا بفرستند و بگويند: پروردگارا؛ باران رحمتت را بر اين كوير ببار و اكسير عشق را بر وجود خاكيمان بريز، ما را از باده عشق مهدي(عج) مست گردان تا پذيراي حضورش باشيم و عاشقانه فرياد بزنيم" يا اباصالح بيا" .

روزى رسول خدا با اميرالمؤ منين عليه السلام به سوى مسجد قبا مى رفتند، در راه به بوستانى خرم برخوردند. حضرت عرض كرد: يا رسول الله صلى الله عليه و آله ! بوستان خوبى است ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: بوستان تو در بهشت از اين بهتر است !
از اين بوستان گذشتند تا از هفت بوستان رد شدند، و همين كلام ، ميان حضرت و پيامبر رد و بدل شد.
سپس پيامبر صلى الله عليه و آله او را در آغوش كشيد و زار زار بگريست و حضرت هم گريست ، حضرت علت گريه پيامبر صلى الله عليه و آله را جويا شدند، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
بياد كينه هائى افتادم كه در سينه هاى اين مردم از تو جاى گرفته است ، پس از وفات من ، آنها كينه هاى خويش را بر تو آشكار خواهند كرد.
حضرت پرسيد: يا رسول الله ! من چه بايد بكنم ؟ فرمود: صبر و شكيبايى ، اگر صبر نكنى بيشتر به مشقت خواهى افتاد. عرض كرد: آيا بر هلاكت دينم مى ترسى ؟ فرمود: حيات تو در صبر است .

شاگردان و ياران امام صادق عليه السلام به گرد او حلقه زده بودند. اما از يكى از يارانش پرسيد: به چه كسى «فتى» «جوان» مى گويند؟
او در پاسخ عرض كرد: آن كسى كه در سن جوانى است .
فرمود: با اينكه اصحاب كهف در سنين پيرى بودند خداوند آنها را به خاطر ايمانى كه داشتند با عنوان «جوان» ياد كرده است در آيه 10 سوره كهف مى فرمايد:
«ياد آور زمانى را كه اين گروه جوانان به غار پناه بردند»
آنگاه در پايان حضرت فرمود:
«هركس به خدا ايمان داشته باشد و تقوا پيشه كند، جوان (مرد) است .»

تعداد صفحات : 10

درباره ما
Profile Pic
به پایگاه جامع فرهنگی مذهبی محبّان مهدی (عج) خوش آمدید... ❀♥ صلوات بر محمد و آل محمد ♥❀
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • لینک دوستان
  • پایگاه جامع فرهنگی مذهبی معلم شهید رضا سرگزی
  • پورتال اهل‌بیت(ع)
  • نكات قرآني
  • گنجور «آثار سخنسرايان پارسي گو»
  • پايگاه اطلاع رساني حوزه
  • قرآن پژوهان شمال
  • مركز قرآن و عترت معاونت تهذيب حوزه هاي علميه
  • دانشنامه اسلامي
  • پايگاه تحقيقاتي غدير
  • پايگاه راز ماندگاري
  • مؤسسه تحقيقات و نشر معارف اهل بيت (ع)
  • پايگاه تحقيقاتي القرآن
  • پايگاه تحقيقاتي ياران انتظار
  • دانشنامه مهدويت
  • مهدي دانلود
  • دانشنامه موضوعي قرآن «تبيان»
  • 313 مبارز «مهدي ياوران»
  • پایگاه شهر حدیث
  • پایگاه حدیث نت
  • كتابخانه احاديث شيعه
  • سايت جامع فرهنگي مذهبي شهيد آويني
  • مذهبي دات آي آر
  • بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسرا
  • تفسير راهنما «آنلاين»
  • نهضت ملي حفظ قرآن
  • پايگاه درس هايي از قرآن «حجت الاسلام قرائتي»
  • پايگاه مرکز فرهنگ و معارف قرآن
  • پژوهشكده قرآن و عترت
  • شبکه قرآن و معارف سیما
  • رادیو قرآن
  • خبرگزاری بین المللی قرآن
  • قرآن آنلاين بسيار نفيس
  • پارس قرآن
  • راسخون «يار هميشه همراه»
  • مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
  • پايگاه مجازي هيئت منتظران حضرت ولي عصر
  • نوای معطر الهی
  • فال حافظ
  • مؤسسه فرهنگي و اطلاع رساني تبيان
  • تفسير نور «آنلاين»
  • مؤسسه ترويج فرهنگ قرآني
  • دانلود سریال جدید
  • آخرین مطالب ارسال شده
  • نظرسنجی
    *-ختم جمعي صلوات جهت سلامتي و تعجيل در ظهور حضرت مهدي (عج)-*
    آمار سایت
  • کل مطالب : 293
  • کل نظرات : 8
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 57
  • آی پی دیروز : 103
  • بازدید امروز : 202
  • باردید دیروز : 617
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 29
  • بازدید هفته : 819
  • بازدید ماه : 11,512
  • بازدید سال : 95,758
  • بازدید کلی : 640,167