close
تبلیغات در اینترنت
عارفانه ها

آن ارزي که مي‌ورزي

قطاری که به مقصد خدا می رفت در ایستگاه دنیا توقف کرد و پیامبر رو به جهانیان کرد و گفت : مقصد ما خداست ، کیست که با ما سفر کند ؟
کیست که رنج و عشق رو با هم بخواهد ؟
کیست که باور کند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن ؟
قرن ها گذشت اما از بیشمار آدمیان جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند ، از جهان تا خدا هزاران ایستگاه بود . در هر ایستگاه که قطار می ایستاد ، کسی کم می شد ، قطار می گذشت و سبک می شد ، زیرا سبکی قانون راه خداست .
قطاری که به مقصد خدا می رفت ، به ایستگاه بهشت رسید ، پیامبر گفت : اینجا بهشت است ، مسافران بهشتی پیاده شوند ، اما اینجا ایستگاه آخر نیست .
مسافرانی که پیاده شدند بهشتی شدند ، اما اندکی باز هم ماندند ، قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند . آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت : درود بر شما ، راز من همین بود ، آن که مرا میخواهد ، در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد …
و آن هنگام که قطار به ایستگاه آخر رسید دیگر نه قطاری بود و نه مسافری ........

امام علي(عليه‌السلام) در جمله‌اي که به گفتة سيد رضي ارزش آن به قدري است که با هيچ سخن ديگري قابل مقايسه نيست و به هيچ وجه قابل ارزش‌گذاري نيست، مي‌فرمايد: قِيمَةُ كُلِ‏ امْرِئٍ‏ مَا يُحْسِنُه؛[1]

ارزش هر کسي به ميزان کارهاي نيکي است که انجام مي‌دهد. [آن ارزي که مي‌ورزي]

 


[1]. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 81.

منابع: برگرفته از وبسايت نكات قرآني (مقالات)



:: موضوعات مرتبط: نهج البلاغه , عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: نهج البلاغه , عارفانه ها , آن ارزي که مي‌ورزي , امام علي , کلمات قصار , حكمت 81 , ارزش , هر کس , ميزان , کار , نيکي ,
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
نقش نماز

از پیامبر اکرم(ص)، نقل است که روزی به اصحاب خود رو کرده و می گویند: در باغهای بهشت گردش کنید!

می پرسند: باغهای بهشت چیست؟ می فرماید: مجالس ذکر است. صبح و شام بروید و ذکر خدا نمایید کسی که دوست دارد مقام خود را نزد خدا بداند، به منزلت و مقام خداوند در نزد خود بنگرد: زیرا خداوند بنده را در مقامی قرار می د هد که بنده خدای خود را در نزدخود قرار داده است. بدانید بهترین و پاکیزه ترین اعمال نزد خدا و بالاترین درجات شما و بهترین چیزی که خورشید بر آن می تابد، ذکر خداوند متعال است.1

ذکر عبارت است از حضور معنا در نفس که دارای مراتبی است، حضور معنا در ذهن حضور معنا در زبان وحضور معنا در قلب، از مراتب ذکر است.2

قرآن کریم، صریحاً، فلسفه سفارش به اقامه نماز را برای برپاداشتن ذکر، عنوان می کند.«اقم الصلوه لذکری»3

حتی آنجا که می فرماید:«ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر، می فرماید و لذکرالله اکبر»4

یعنی اگر چه نماز یک فایده مهم و مطلوب برای سعادت انسان دارد و آن هم بازداشتن از گناه وز شتی است اما ذکر و یاد خدا که فایده دیگر نماز و هدف نماز است، بزرگتر و مهم تر است.5 پس در حقیقت نماز از مظاهر مهم ذکر الهی است. ذکر در مقابل نسیان و فراموشی مطرح می شود یعنی انسان چیزی را فراموش می کند یا چیزی را می داند ولی از آن غفلت می کند6 یا در عمل به لوازم دانسته هایش پای بند نیست و رفتارش به نحوی است که با رفتار کسی که آن چیز را فراموش کرده، یکسان است یعنی آثار به یاد آن چیز بودن در رفتار فرد ظاهر نشود.

حال که روشن شد«نماز» ذکر خوانده شده و ذکر بهترین چیزی است که خورشید بر آن می تابد باید پرسید که نماز قرار است چه معنایی را در نفس و قلب ما حاضر نماید؟

امام خمینی در آداب نماز می فرماید:

نماز، اجرای توحید است با بدن، برای رسانیدن توحید به قلب.

یک رمز تکرار در رکعات و دفعات نماز و اذکار آن همین مسأله است. تأثیر تلقین در چشانیدن معنا به قلب، قلبی که بر اثر اشتغال به دنیا سخت شده و ارتباط تنگاتنگ خود با خالق را از یاد برده با تکرار اذکار در نماز، آن هم با قیام به این امر با تمام قوای جسمانی و فکری، این غفلت را می شوید وسنگ دل را نرم می کند باید توجه داشت که در نماز تمام اعضاء و جوارح به حرکت واداشته می شود پا، دست، کمر، لب و…هر چقدر ما در امری بیشتر و جدی تر وارد شویم و هر چقدر قوای بیشتری از ما در آن امر مشغول به کار شود، تأثیری که بر جان و روح ما به جای می گذارد، عمیق تر و ماندگارتر خواهد بود.مثال مناسب، ریزش مداوم و با فشار آب آبشار بر سنگهای رودخانه است که به مرور زمان سبب سائیدگی سنگها و گاه حتی سوراخ شدن سنگ می شود، قلب ما، تحت تأثیر اشتغالات روزمره سخت و سنگین می شود و از جهت دیگر گناهان و ناپاکیها، قلب فرد را تیره و کدر کرده از لطافت و حق پذیری اش می کاهد. به وسیله فشار تکلیف نماز و ذکر و با تداوم و استمرار روزانه، آن حقیقت به تدریج و کم کم بر قلب تأثیر کرده و معارف و اعتقادات در قلب راسخ می گردد.8

رمز این که شیطان همت خود را صرف می کند که ما را از اصل نماز باز بدارد و یا روح توجه و حضور قلب را که رمز تأثیر تلقینات نماز است از ما سلب کند همین است، چون می داند که«نماز ستون دین ماست»9

وقتی ما به اذکار نماز مشغول می شویم مثل آب قلیل که در برخورد با آب کر، نجاستهایش برطرف می شود، مانند قطره کوچکی هستیم که با اتصال به ملکوت، عیوب و نقائصمان، برطرف شود.

قرآن کریم می فرماید:«و اقم الصلواه طرفی النهار و زلفا من اللیل ان الحسنات یذهبن السئیات ذالک ذکری للذاکرین؛نماز را در دو طرف روز و ابتدای شب به پا دار.قطعاً نیکیها، بدیها را از بین می برد این تذکری است برای یاد آوردن.10

پیامبر اکرم(ص) نیز می فرماید: «نماز مانند چشمه آب گرمی در کنار سرای یک انسان است. که روزی 5بار در شبانه روز خود را در آن می شوید و دیگر آلودگی و پلیدی بر وجودش باقی نمی ماند».

از سوی دیگر، نماز، غذای روح است همانطور که بدن ما به غذا نیازمند است و این نیاز مستمر و تدریجی است و با یک بار تغذیه نیاز بدن برای همیشه برطرف نمی شود و اگر غذای مناسب نیاز بدن را برطرف نکندبدن با تغذیه از مواد غیر مفید دچار سوء تغذیه می گردد.

نیاز روح به ارتباط با خالق و اعلام نیاز به درگاه او و خاکسایی به پیشگاه با عظمت و کبریایی او نیز نیازی مستمر و همیشگی است. فطرت انسان نیازمند پرستش است و اگر این پرستش، این رابطه زنده و رو در رو با هستی بخش پروردگار و صاحب خویش را برقرار نکند، خلا این رابطه، خود را در جایی نشان می دهد یا انسان را دچار سرگشتگی و حیرت می کند و یا پرستشهای انحرافی باز می دارد که هرگز روح انسانی را سیراب نمی کند و به قول حضرت ابراهیم(ع)«انی لا احب الافلین»11 انسان، محدود و افول کننده را دوست نمی دارد. و خطر بزرگی که سر راه انسان قرار می گیرد، خود فراموشی و مسخ است:«نسوالله فانسیهم انفسهم؛خدا را فراموش کردند پس خداوند آنان را از یاد خودشان برد».12

لازم به ذکر است یکی از اهداف اصلی نماز، دور کردن انسان از کبر و خودبزرگ بینی است.13

نماز سبب ایجاد روح خشوع و تواضع در برابر حق وخالق هستی می شود و انسان را از استکبار و بزرگ طلبی نجات می دهد و به فلاح می رساند خداوند درقرآن می فرماید:«و قال ربکم ادعونی استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین»14 و«قد افلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون»15

1. المیزان، جلد1، صفحه337 به نقل از عده1.

2. المیزان، جلد1، صفحه335.

3. طه/14.

4. عنکبوت/45.

5. المیزان، ج16، صفحه141.

6. مفردات ذیل واژه.

7. ر.ک: صحیفه نور، ج صفحه امام خمینی و حائری شیرازی کتاب نماز.

8. فروغ کافی ـ جلد3، صفحه266 از حضرت رسول(ص)

9. هود/114.

10. انعام/76.

11. حشر/19.

12. فرض الله الصلاه تنزیهاً عن اشرک: بخشی از خطبه فدک حضرت زهرا(س)

13. غافر/27.

14. مؤمنون/1و2

منابع: به نقل از پايگاه اطلاع رساني حوزه



:: موضوعات مرتبط: قرآن , گوهرهاي آسماني , عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: قرآن , گوهرهاي آسماني , عارفانه ها , نقش نماز , امام خمینی , آداب نماز , پیامبر اکرم(ص) , اقامه نماز ,
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
درس استاد : برکات اخلاص

تظاهر به عبادت، آن نتایج مطلوب را ندارد. بزرگ ترین نعمت های حق، ایمان، ورع، تقوا و اخلاق است؛ یعنی آنچه صالحان، اولیا و انبیا داشته اند. و محرومیت، محرومیت از ایمان، هدایت، تقوا و کمال انسانیت است. اگر بخواهید از این محرومیت نجات پیدا کنید، باید بندگی خدا کنید؛ بندگی با اخلاص که هیچ موجودی و هیچ وهمی در کارها سهیم خدا نباشد. این چنین عملی، منشأ برکات الهی است، نه برکتی که منحصر در اقتصاد باشد؛ بلکه برکاتی که به انبیا داده شده است، برکات حکمت الهی، قدرت های الهی و امثال این ها. عمل را باید با اخلاص انجام داد، توحید عملی همین اخلاص درعمل است. مقدار کمی از نماز با اخلاص، بشر را از محرمات الهی نهی کند، از غیبت و تهمت نهی کند، باید با آن تقوا و ایمان پیدا کند. اگر کسی نماز خوانده است و دید، سازنده نیست؛ بداند نمازش معیوب است. برای کارهایت سه چهار جور حساب باز نکن که هم بخواهی خدا را راضی کنی، هم صاحبخانه را و هم همسایه را و ...، هیچ کسی راضی نمی شود. اگر عمل فقط روی حساب خدا باشد، قدرت الهی را متوجه شما می کند. به جای مردم داری، رضای خدا را در نظر بگیرید. اگر رضای خدا را در نظر گرفتید، مردم سراغ شما می آیند. این در صورتی است که اخلاص پیدا کنید، طهارت باطن پیدا کنید، مالکیت نفس پیدا کنید و دست و چشم و زبان در اختیار شما باشد. )فَبِعِزَّتِکَ لأُغْوِیَنَّهُم أجْمَعِین إلاّ عِبَادَکَ مِنْهُم الْمُخْلَصِین(([1])، این ندای شیطان است که همه را فریب می دهم، مگر بندگان با اخلاص، که برای غیر خدا در عبودیت آنان سهمی نباشد. این منشأ برکات است و منشأ ایمان و علوم الهی است. اقتصاد هم در دستگاه خدا است. )وَ مَنْ یَتِّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَزْرُقْهُ مِن حَیْثُ لاَیَحْتَسِبُ(([2]).

شما غصّه نان را نخورید. اگر تقوا پیدا کنید، نان به در خانه شما می آید، خدا مؤونه شما را تضمین می کند. ([3])

پی ­نوشت:

[1]. ص )38) : 82 و 83 .

[2]. الطلاق )65) : 2 و 3.

[3]. نردبان آسمان، ص 266.

منابع: به نقل از پايگاه اطلاع رساني حوزه



:: موضوعات مرتبط: قرآن , عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: قرآن , عارفانه ها , درس استاد , اخلاص , بركات اخلاص ,
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
مأیوس نشدن از رحمت خداوند، در به تأخیر افتادن اجابت دعا

 

در آیه 129 سوره بقره ملاحظه شد که ابراهیم و اسماعیل از خداوند خواستند در میان امتی از ذریّه آنان پیامبری برگزیند که آیات الهی را بر مردم بخواند و کتاب وحکمت به آنان آموزد و آنان را تزکیه کند، این دعای ابراهیم واسماعیل چه زمانی مستجاب شد؟

 

در حدیث آمده است که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: «أَنَا دَعْوَةُ أَبی إِبْراهیم؛[1]

 

من به واسطه دعای پدرم ابراهیم به دنیا آمدم و مبعوث شدم.»

 

 

بنگر بین زمان دعای ابراهیم، و مستجاب شدن آن و به دنیا آمدن و مبعوث شدن حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم چقدر فاصله است! و از تأخیر استجابت دعا مأیوس مشو.

 



[1]. تفسیرالبرهان، ج1، ص156.

 

منابع: به نقل از پايگاه اطلاع رساني حوزه



:: موضوعات مرتبط: قرآن , نيايش , گوهرهاي آسماني , عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: قرآن , نيايش , عارفانه ها , مأیوس نشدن , رحمت خداوند , به تأخیر افتادن , اجابت , دعا , مأیوس نشدن از رحمت خداوند، در به تأخیر افتادن اجابت دعا ,
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
عبرت از گذشتگان

هشام بن سالم گوید: حضرت امام صادق(ع) در حدیثی که در آن داستان حضرت داوود(ع) را ذکر می کند، فرمودند: حضرت داوود(ع) هنگامی که «زبور» را تلاوت می کرد، کوه ها و سنگ ها و پرندگان، پاسخ وی را می دادند، وی روزی به کوهی رسید که پیامبر عابدی به نام حزقیل(ع) در آنجا بود، چون آوای کوه ها و آواز درندگان و پرندگان را شنید، دانست که وی داوود(ع) است. حضرت داوود(ع) به او گفت: «ای حزقیل اجازه می دهی که به نزد تو بالا بیایم؟» حزقیل(ع) گفت: نه با شنیدن پاسخ منفی، حضرت داوود(ع) ناراحت شد و گریست.

خدای متعال به حزقیل(ع) وحی کرد که داوود(ع) را سرزنش نکن و از من عافیت بخواه، گویند حزقیل دست داوود(ع) را گرفت و وی را به جانب خود بالا برد، حضرت داوود به حزقیل(ع) گفت:

«ای حزقیل آیا هیچ گاه قصد گناه کرده ای؟» حزقیل(ع) گفت: نه. داوود(ع) گفت: «آیا از این عبادتِ خداوند تو را عُجبی رسیده است؟» حزقیل گفت: نه. داوود گفت: «آیا دل به دنیا داده ای و شهوات و لذّات دنیا را دوست داشته ای؟» حزقیل گفت: «آری، گاهی بر دلم راه یافته است!»

داوود(ع) گفت: «وقتی چنین حالتی پیدا می شود چه می کنی؟»

حزقیل(ع) گفت: «من به این درّه می روم و از آنچه در آن است عبرت می گیرم».

حضرت داوود(ع) به آن درّه رفت و به ناگاه تختی از آهن دید که جمجمه و استخوان های پوسیده ای بر آن و لوح آهنینی نیز آنجا بود که نوشته ای داشت، داوود(ع) آن را خواند، بر آن نوشته بود:

«من، اَرْوَیِ بْنِ سَلَمْ هستم که هزار سال پادشاهی کردم و هزار شهر ساختم و با هزار دوشیزه آمیزش کردم، آخر کارم این شد که: خاک بسترم و سنگ بالِشم و کرم ها و مارها همسایگانم هستند! پس هر که مرا بنگرد، به دنیا فریفته نشود».1

پی نوشت ها:

برگرفته از: گفت و شنود پیرامون موعود(ع)، ذبیح الله محسنی کبیر، ج 2، صص 3738.

1. کمال الدّین عربی، ج 2، باب 46، ما جاء فی التّعمیر، ص 524.


منابع: برگرفته از پايگاه اطلاع رساني حوزه



:: موضوعات مرتبط: گوهرهاي آسماني , عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: گوهرهاي آسماني , حديث , عارفانه ها , عبرت , گذشتگان , عبرت از گذشتگان , امام صادق(ع) ,
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
برگزیده های خداوند

خداوند متعال از میان مخلوقات عالم، برخی را برگزیده است:

از هستی... بهشت؛

از دنیا... حلال؛

از ادیان... اسلام؛

از کتاب های آسمانی... قرآن؛

از انسان ها... پیامبران؛

از راه ها... صراط مستقیم؛

از خانه ها... کعبه؛

از شب ها... شب قدر؛

از روزها... جمعه؛

از ماه ها... رمضان؛

از زنان... فاطمه زهرا؛

از درختان بهشت... طوبی؛

از سنگ ها... حجرالاسود؛

از آب ها... زمزم؛

از واجبات... نماز؛

از دل ها... دل شکسته؛

از چشم ها... چشم بسته از حرام؛


منابع : به نقل از پايگاه اطلاع رساني حوزه (برگرفته از کتاب جنگ جوان، اثر حجة الاسلام محمود اکبری)



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , برگزیده های خداوند , صراط مستقیم , کعبه , شب قدر , جمعه , رمضان , فاطمه زهرا (س) , طوبی , حجرالاسود , زمزم , نماز , دل شکسته , چشم بسته از حرام , کتاب جنگ جوان، اثر حجة الاسلام محمود اکبری ,
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
براي خدايي شدن

دل خانه خداست، به شیطان اجاره اش ندهید.

شرط زیارت آسمان، وداع با زمین است.

وقتی با خدا شروع نکنیم، با شیطان پایان می یابیم.

عاشق خدا باش، تا معشوق خلق باشی. فرشی، عرشی نمی شود.

سجده، قله عبادت ها است.

نمازگزاری که از دنیا دل نکنده است، مانند، خلبانی است که همیشه روی زمین زندگی می کند.

توپ دلت را به هر کس پاس نده.

عرفان، بلوغ روح است.

مزرعه دلتان را وجین کنید.

در دستور زبان عرفان، فعل این گونه صرف شود: من نیستم، تو نیستی، او هست.

وقتی پاها رفتن بشناسند، دستها نیازمند التماس نیستند.

تنها در یک معامله است که بازماندگان برنده اند: معامله با خدا.

دل های شعله ور، گلستان خدا در زمین اند.

دل معبد فرشتگان است، به شیطان اجاره اش ندهید.

زمستان را تحقیر نکنید، بهار هر چه دارد از زمستان است.

بهشتی ها، بدی های خود را در همین دنیا به جهنم می افکنند.

کارها را سخت نگیرید، سرسخت تر از اراده انسان چیزی نیست.

چقدر بیچاره اند آنها که چاره دردهای خویش را در خاک می جویند.

کسی که لیاقت درک آسمان را ندارد، زمین نیز تحویلش نمی گیرد.

خداوند قرآن را بر قلب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرو فرستاد، ما نیز آیات قرآن را بر صفحه قلبمان بنویسیم.

از روزنه معنویت، چشم انداز ابدیت تماشایی تر است.

دامن دل عاشقان، سرشار از مروارید اشک است.

اگر وقت کردید، به خودتان هم سری بزنید.

در کارگاه آفرینش، آن که بیشتر خراشیده می شود، قیمتی تر است.

آرمان ها ذکر دل ماست، اگر آسمانی باشد ما را آسمانی می کند و اگر زمینی باشد، ما را زمینی می کند.

اگر شب ها همه اش قدر بودی، شب قدر بی قدر بودی.

شب قدر، زمین بوی آسمان می گیرد.


منابع : به نقل از پايگاه اطلاع رساني حوزه (برگرفته از کتاب جنگ جوان، اثر حجة الاسلام محمود اکبری)



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , براي خدايي شدن , خدايي شدن , کتاب جنگ جوان، اثر حجة الاسلام محمود اکبری ,
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
گنهکاری که در لحظات آخر عمر نجات یافت

روایت است: در ایام «مالک بن دینار» مردی بود که تمام عمر خود را در خرابات به سر برده و روی به خیر نیاورد و اندیشه نیکی بر او نگذشت. نیکان روزگار از او حذر کردند، تا وقتی که فرشته مرگ دست مطالبه به دامن عمرش دراز کرد. او چون دریافت وقت مرگ فرا رسیده نظر در جراید اعمال خود کرد، نقطه امیدی در آن ندید. به جویبار عمر نگریست شاخی که دست امید بر آن توان زد نیافت، آهی از عمق جان کشید و به سوی ربّ الارباب روی کرد و گفت:

«یا مَنْ لَهُ الدُّنْیا وَالآخِرَةُ ارْحَمْ مَنْ لَیسَ لَهُ الدُّنْیا وَالآخِرَةُ: ای آنکه دنیا و آخرت از آن اوست رحم کن بر کسی که دنیا و آخرت از آن او نیست.»

این را گفت و جان داد.

اهل شهر به مرگ او شادی کردند و بر جنازه او به شادی گذشتند، او را به بیرون شهر برده به مزبله انداختند و خاک و خاشاک بر جنازه اش ریختند.

مالک بن دینار را در خواب گفتند: فلانی درگذشته و به مزبله اش افکنده اند، برخیز او را از آنجا بردار غسل بده و در مقبره نیکان دفن کن.

گفت: پروردگارا! او در میان خلق به بدکاری معروف بود؛ مگر چه چیز به درگاه کبریای تو آورده که سزای چنین کرامتی شده است؟

جواب آمد: چون به حالت جان دادن رسید که نامه عمل خود را نظر کرد و چون همه را خطا دید، مُفلسانه به درگاه ما نالید و عاجزانه به بارگاه ما نظر کرد، چون دست بر دامن فضل ما زد، بر دردمندی او رحم کردیم و چنان او را بخشیدم که انگار گناهی نداشته بود، از عذاب نجاتش دادیم و به نعمت های پایدارش رساندیم، کدام درد زده به درگاه ما نالید که او را شفا ندادیم؟ و کدام غمگین از ما خلاصی طلبید که خلعت شادکامی بر او نپوشاندیم؟!1

پی نوشت:

----------------------------

1. به نقل از منهج الصادقین 8، ص 109.


منابع : به نقل از پايگاه اطلاع رساني حوزه (کتاب عرفان اسلامی اثر استاد حسين انصاريان)



:: موضوعات مرتبط: گوهرهاي آسماني , عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: گوهرهاي آسماني , عارفانه ها , کتاب عرفان اسلامی اثر استاد حسين انصاريان , گنهکاری که در لحظات آخر عمر نجات یافت , گنهکار , لحظات , عمر , نجات ,
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
اخلاص در عمل

منقول است که مرحوم حاجی سبزواری رضوان الله علیه برای عیادت بیماری می رفت و عده ای هم با او بودند. نزدیک منزل بیمار که رسید، برگشت و نرفت.

اطرافیان پرسیدند: آقا چرا تا این جا آمدید و حالا بر می گردید؟

آقا جواب داد: خطوری به قلبم کرد که بیمار وقتی مرا ببیند، از من خوشش خواهد آمد و می گوید که سبزواری، چه انسان والا و بزرگی است که به عیادت من بیمار آمده است. حالا برمی گردم تا هنگامی که اخلاص اولیه را بیابم و تنها برای خدا به عیادت بیمار بیایم.


منابع : پايگاه اطلاع رساني حوزه (داستان های عارفانه در آثار علامه حسن زاده، اثر عباس عزیزی)



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , اخلاص , عمل , اخلاص در عمل , داستان های عارفانه در آثار علامه حسن زاده ,
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
آیا می دانید نشانه های افراد با ایمان چیست؟

ایمان عبارت است از تصدیق به یگانگی خداوند و صفات و عدل او، اعتراف به رسالت پیامبر (ص) و تصدیق بر امامت دوازده امام معصوم علیهم السلام، ایمان همان تصدیق قلبی است، اقرار زبانی جزیی از حقیقت آن نیست و عمل نیز از ارکان آن بشمار نمی آید و ایمان متوقف بر آن نیست.

نشانه های افراد با ایمان چیست؟ امام رضا علیه السلام حقیقت ایمان را برای ما بیان فرموده است.

امام رضا علیه السلام می فرماید:

لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّی تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِی الدّینِ وَ حُسنُ التَّقدیرِ فِی المَعیشَةِ، وَ الصَّبرُ عَلَی الرَّزایا؛[1] هیچ بنده ای حقیقت ایمانش را کامل نمی کند. مگر این که در او سه خصلت باشد:

  1. دین شناسی.
  2. تدبر نیکو در زندگی.
  3. شکیبایی در مصیبت ها و بلاها.

پی نوشت:


[1] علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1.


منابع : به نقل از پايگاه اطلاع رساني حوزه (بحارالانوار، حج78، اثر علامه مجلسی)



:: موضوعات مرتبط: گوهرهاي آسماني , عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: گوهرهاي آسماني , عارفانه ها , آیا می دانید نشانه های افراد با ایمان چیست؟ , نشانه هاي افراد با ايمان , نشانه , ايمان , امام رضا (ع) ,
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
عجيب و عجيب تر

شخصی خدمت علی علیه السّلام عرض کرد: چهار مسئله دارم.

فرمود: بپرس اگرچه چهل مسأله باشد.

گفت:

واجب چیست واجب تر کدام است؟

نزدیک چیست و نزدیک تر کدام است؟

عجیب چیست و عجیب تر کدام است؟

مشکل چیست و مشکل تر کدام است؟

 

حضرت در پاسخ فرمود:

واجب اطاعت خدا است و واجب تر، ترک گناه است؛(چون با آلودگی به گناه عبادت مورد قبول نیست)؛

نزدیک قیامت است، و نزدیک تر مرگ؛

عجیب دنیا است، و عجیب تر علاقه به آن؛

مشکل قبر است و مشکل تر بی توشه رفتن.


منابع : به نقل از پايگاه اطلاع رساني حوزه (بحار الانوار، جلد 75، صفحه 31؛ اثر علامه محمد باقر مجلسی)



:: موضوعات مرتبط: گوهرهاي آسماني , عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , عجيب و عجيب تر , امام علي (ع) , گوهرهاي آسماني , مسأله ,
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
غضب و شهوت

شیطان، موسی را ملاقات کرد و به حضرت عرضه داشت: ای موسی! تویی آن انسانی که خداوند مهربان تو را به رسالت برگزیده و بی واسطه با تو سخن می گوید، روی این حساب از آبروی فوق العاده ای برخورداری، من یکی از مخلوقات خدایم و گناهی را مرتکب شدم و علاقه دارم از آن گناه به درگاه حضرت حق توبه کنم!! به پیشگاه محبوب عالمیان واسطه شو تا توبه ام را بپذیرد.

موسی بزرگوار قبول کرد، از خداوند مهربان درخواست کرد: الهی! توبه اش را بپذیر.

خطاب رسید: موسی! خواسته ات را قبول کردم، به شیطان امر کن به قبر آدم سجده کند، چرا که توبه از گناه، جبران عمل فوت شده است.

موسی، ابلیس را دید و پیشنهاد مقصود خلقت را به او گفت. سخت عصبانی و خشمگین شد و با تکبّر گفت: ای موسی! من به زنده او سجده نکردم، توقّع داری به مرده او سجده کنم!!

سپس گفت: ای موسی! به خاطر این که به درگاه حق جهت توبه من شفاعت کردی بر من حق دار شدی، به تو بگویم که در سه وقت مواظب ضربه من باش که هرکس در این سه موضع، مواظب من باشد از هلاکت مصون می ماند.

1- به هنگام خشم و غضب، مواظب فعالیت من باش که روحم در قلب تو و چشمم در چشم تو است و همانند خون در تمام وجودت می چرخم، تا به وسیله تیشه خشم، ریشه ات را برکنم.

2- به وقت قرار گرفتن در میدان جهاد، متوجّه باش که در آن وقت من مجاهد فی سبیل اللّه را به یاد فرزندان و زن و اهلش انداخته، تا جایی که رویش را از جهاد فی اللّه برگردانم!

3- بترس از این که با زن نامحرم خلوت کنی که من در آنجا واسطه نزدیک کردن هر دو به هم هستم!

در این داستان عجیب، شیطان به سه برنامه خطرناک اشاره دارد: شهوت، غضب و حرص.

در هر صورت باید گفت: بدون شک، فرار انسان از جهاد، ریشه ای جز حرص به دنیا ندارد و امتناع ابلیس از سجده به آدم منشأی غیر حسد نمی تواند داشته باشد و این حسد، درب بسیار بزرگی است که شیطان با ورودش، قدرت تسخیر قلب را پیدا می کند.


منابع : به نقل از پايگاه اطلاع رساني حوزه (کتاب عرفان اسلامی، اثر استاد حسين انصاريان)



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , غضب , شهوت , خدا , حضرت موسي , شيطان ,
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
معامله با خدا

آقای مجتهدی تهرانی نقل کرده است که آیة الله حاج میرزا علی مشکینی فرمودند: در ایامی که تحصیل می کردم؛ یک روز 5 ریال بیشتر پول نداشتم. روزی در خیابان راه می رفتم یکی از طلاب به من رسید و گفت: 5 ریال داری به من قرض بدهی؟ با خود گفتم: اگر این پول را به او بدهم خود بی پول می مانم. ولی با خود فکر کردم که کار این بنده خدا را راه می اندازم؛ خداوند کریم است. پول را به او دادم. چند قدمی که رفتم؛ یکی از همشهری های من، از اهالی مشکین شهر به بنده رسید؛ با هم مصافحه کردیم. موقع خداحافظی پولی در دست من گذاشت و رفت. چون نگاه کردم؛ دیدم 5 تومان است.

باز یکی از طلاب به من رسید و از من 5 تومان قرض خواست. این دفعه نیز گفتم خدا کریم است. اکنون که این آقا معطل است؛ کار او را راه بیندازم. پول را به او دادم. چون مقداری جلوتر رفتم؛ یکی دیگر از همشهری های خود را دیدم. پس از مصافحه و احوالپرسی موقع خدا حافظی، پولی در دست من گذاشت و رفت. چند قدم جلوتر رفتم نگاه کردم دیدم 50 تومان است.

ناگاه یاد این آیه شریفه افتادم که «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها»(انعام، آیه 160) یعنی هر کس عمل نیکی انجام دهد ما ده برابر به او پاداش می دهیم. دیدم بار اول 5 ریال داشتم. چون به یک نیازمندی قرض دادم؛ 50 ریال خدای کریم رساند و چون 50 ریال را قرض دادم؛ خداوند کریم در عوض 50 تومان یعنی درست ده برابر رسانید.

ایشان فرمودند هر چه منتظر شدم و دعا کردم که کسی پیدا شود این 50 تومان را قرض بگیرد بلکه 500 تومان شود دعایم مستجاب نشد.


منابع : به نقل از پايگاه اطلاع رساني حوزه (مردان علم در میدان عمل، جلد 6، اثر سيد نعمت الله حسيني)



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , معامله , خدا , معامله با خدا , مجتهدی تهرانی , مردان علم در میدان عمل ,
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
گزیده ای از توصیه های بهداشتی امام علی علیه السلام

گزیده ای از توصیه های بهداشتی امام علی علیه السلام :

1- به خوردن ماهی مداومت مکنید؛ زیرا بدن را آب و لاغر می کند.[1]

2- خوردن گردو در گرمای شدید، حرارت داخلی را تهییج، و در بدن ایجاد دمل می نماید، و خوردن آن در زمستان کلیه ها را گرم و برودت را دفع می کند.[2]

3- هر گاه مسلمان ضعیف شود، گوشت و شیر بخورد.[3]

4- با خوردن بنفشه حرارت تب را بشکنید.[4]

5- نخوردن شام موجب ضعف و خرابی بدن می شود.[5]

6- شیر گاو دواست، و نیز فرمود: پیه های گاو دردآور و روغن و شیرش شفابخش است.[6]

7- کسی که در اول صبح 21 دانه کشمش بخورد مریض نمی شود.[7]

8- سیب بخورید که معده را دباغی می کند.[8]

9- خوردن گلابی قلب ناتوان را قوی و معده را پاکیزه می کند.[9]

10- سعتر برای معده کرک می شود مانند کرک های حوله.[10]

11-در گرمابه بر پشت نخوابید که آن پیه کلیه ها را آب می کند، و پاهای خود را با سفال نسایید که رگ جذام را تحریک می نماید.[11]

12- قبل از خوردن غذا نمک بخورید، اگر مردم خواص نمک را می دانستند آن را بر تریاق مجرب مقدم می داشتند.[12]

13- طول دادن نشستن به هنگام تخلی بواسیر می آورد.[13]

14- غده ها را از گوشت بیرون بیاورید که خوردن آنها رگ جذام را تحریک می کند.[14]

15- در برابر خورشید قرار نگیرید که رنگ بدن را متغیر، لباس را پوسیده و بیماری پنهان را آشکار می سازد.[15]

16- خوردن غذاهای رنگارنگ و متنوع شکم را بزرگ و الیه ها را سست می کند.[16]

 

پی نوشت:

 


[1]  الکافی، ج 6، ص 323، حدیث 5.

[2] الکافی، ج 6، ص 340، حدیث 1.

[3] الکافی، ج 6 ص 316 حدیث 2

[4]  الکافی، ج 6، ص 522، حدیث 11.

[5] الکافی، ج 6، ص 317 حدیث 8

[6] الکافی، ج 6، ص 337، حدیث 1.

[7] الکافی، ج 6، ص 351، حدیث 1.

[8] الکافی، ج 6،ص 357، حدیث 11.

[9] الکافی، ج 6، ص 357، حدیث 1.

[10] الکافی، ج 6، ص 375، حدیث 1

[11] الکافی، ج 6، ص 500، حدیث 19.

[12] الکافی، ج 6، ص 326، حدیث 4.

[13] خصال، باب الواحد، حدیث 65.

[14] الکافی، ج 6، ص 254، حدیث 5.

[15] خصال، باب الثلاثه ، حدیث 44.

[16] الکافی، ج 6، ص 317، حدیث 8.


منابع : به نقل از پايگاه اطلاع رساني حوزه (کتاب قضاوت های شگفت انگیز امیرالمؤمنین(ع)، اثر علامه محمدتقی شوشتری)


:: موضوعات مرتبط: گوهرهاي آسماني , عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: گوهرهاي آسماني , عارفانه ها , گزیده , توصیه ها , بهداشتی , امام علی علیه السلام , گزیده ای از توصیه های بهداشتی امام علی علیه السلام ,
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
دنيا و گناه

دنیا به کام کسی خوش است، که در کام دنیا نباشد.

دنیا جمیله ای است، ولی هشدار.

جام دنیا خالی است و کامش با ناکامی است، دل به دنیا بستن خامی است، چرا که حاصلش بد فرجامی است.

هر کس به دنیا راضی شود، از آن ناراضی می رود.

در دنیا، هر کس برای خود پرونده می سازد.

هر چه را نباید دلبستگی را نشاید.

شخصیت هر کس را با ترازوی اخلاقش وزن کنید.

هر که را در زندگی نانش نخورند، چون بمیرد نامش نبرند.

بعضی ها، هندسه شخصیت خود را با خط های کج ترسیم کرده اند.

دل منافق، مشق سیاه شیطان است.

کسی که روی پای خود بایستد، به عصای دیگران محتاج نمی شود.

آدم بی احتیاط، عروس مرگ است.

اولین مرحله دانایی، آن است که بدانی که نمی دانی.

هر که سخن نسنجد، از جوابش برنجد.

همیشه آن قدر بگویید، که می توانید بشنوید.

سکوت دانا بلندتر از فریاد نادان است.

وقتی می توانی با سکوت حرف بزنی، بر پایه لرزان واژه ها تکیه مکن.

سکوت، سخن بزرگی است که خداوند به گویاترین زبانها بخشیده است.

خوشرویی، ویزای ورود به کشور دل است.

کاری که با غرور آغاز می شود، با شکست پایان می یابد.

چشم ناپاک، چشم شیطان است.

غفلت، آشنای روح های شیطان زده است.

هفته ای یک بار، آرزوهای طولانی خود را قیچی کنید.

ظاهرسازی، بدترین ساخت و ساز است.

بدترین بازی ها، پارتی بازی است.

هر که خیانت ورزد، پشتش در حساب بلرزد.

آرزو بد نیست، طغیانش بد است.

عمر هوس، از عمر حباب کوتاه تر است.

محتکر، در انبار آرزوهایش زندانی است.

حرف مفت، باد می کند.

هوس، هووی عشق است.

وقت کشی، جزئی از خود کشی است.

ضعیف کشی، هنر ضعیفانی است که در دام قدرت افتاده اند.

هر گناه، یک بند شیطان است. با چند بند شیطان، دست سعادت خویش را بسته اید؟

گناهکار، عروسک کوکی شیطان است.

گناهکاران، طراح رسوایی فردای خویشند.

از نگاه تا گناه راهی نیست.

پایان گناه، آه است.


منابع : به نقل از پايگاه اطلاع رساني حوزه (کتاب جنگ جوان، اثر حجة الاسلام محمود اکبری)



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , دنيا , گناه , دنيا و گناه ,
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
وقت اضافه براي خدا

ﭼﻘﺪر ﺧﻨﺪه دار است ﮐﻪ ﯾﮏ ﺳــﺎﻋﺖ ﺧﻠﻮت ﮐﺮدن ﺑﺎ ﺧﺪا ﻃﻮﻻﻧﯽ و ﻃﺎﻗﺖ ﻓﺮﺳﺎﺳﺖ، وﻟﯽ 90 دﻗﯿﻘﻪ ﺑﺎزی ﯾﮏ ﺗﯿﻢ ﻓﻮﺗﺒﺎل ﻣﺜﻞ ﺑﺎد ﻣﯽ ﮔﺬرد!

ﭼﻘــﺪر خنده دار است ﮐﻪ ﺻﺪ ﻫﺰار ﺗﻮﻣــﺎن ﮐﻤﮏ در راه ﺧﺪا ﻣﺒﻠﻎ ﺑﺴــﯿﺎر هنگفتی است، اﻣﺎ وﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻤان ﻣﻘﺪار ﭘﻮل ﺑﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﯽ روﯾﻢ ﮐﻢ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ می آید!

ﭼﻘﺪر خنده دار است ﮐﻪ ﯾﮏ ﺳــﺎﻋﺖ ﻋﺒﺎدت، ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ می آید، وﻟﯽ دو ﺳﺎﻋﺖ ﻓﯿﻠﻢ دﯾﺪن ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ  ﻣﯽ ﮔﺬرد!

ﭼﻘــﺪر خنده دار است ﮐﻪ وﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺧﻮاهیم دﻋﺎ ﮐﻨﯿﻢ، ﻫﺮ چه ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ، ﭼﯿــﺰی ﺑﻪ ذهن ما نمی آید، اﻣﺎ وﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ خواهیم ﺑﺎ دوستمان ﺣﺮف ﺑﺰﻧﯿﻢ ﻫﯿﭻ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﺪارﯾﻢ!

ﭼﻘﺪر خنده دار است ﮐﻪ وﻗﺘﯽ ﻣﺴــﺎﺑﻘﻪ ورزﺷــﯽ ﺗﯿــﻢ ﻣﺤﺒﻮبمان ﺑﻪ وﻗﺖ اﺿﺎﻓــﯽ ﻣﯽ کشد، ﻟﺬت ﻣﯽ ﺑﺮﯾــﻢ و از ﻫﯿﺠــﺎن در ﭘﻮﺳــﺖ ﺧﻮد ﻧﻤﯽ ﮔﻨﺠﯿﻢ، اﻣﺎ وﻗﺘﯽ ﻣﺮاﺳــﻢ دﻋﺎ و ﻧﯿﺎﯾﺶ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻣﯽ شود، ﺷــﮑﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ و آزرده ﺧﺎﻃﺮ ﻣﯽ شویم!

ﭼﻘﺪر خنده دار است ﮐﻪ ﺧﻮاندن ﯾﮏ ﺻﻔﺤﻪ و ﯾﺎ ﺑﺨﺸــﯽ از ﮐﺘﺎب آﺳﻤﺎﻧﯽ سخت است، اﻣﺎ ﺧﻮاﻧﺪن ﺻﺪ ﺳﻄﺮ از ﭘﺮﻓﺮوﺷﺘﺮﯾﻦ ﮐﺘﺎب رﻣﺎن دﻧﯿﺎ آسان!

ﭼﻘﺪر خنده دار است ﮐﻪ ﺳــﻌﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻫﺎی ردیف ﺟﻠﻮ در ﯾﮏ ﮐﻨﺴــﺮت ﯾﺎ ﻣﺴــﺎﺑﻘﻪ را رزرو ﮐﻨﯿﻢ، اﻣﺎ در نماز جماعت تمایل به صف آخر داریم!

ﭼﻘﺪر خنده دار است ﮐﻪ ﺷــﺎﯾﻌﺎت روزﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ و ﻣﺠــﻼت را ﺑﻪ راﺣﺘﯽ ﺑﺎور ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ، اﻣﺎ ﺳﺨﻨﺎن ﺧﺪا را ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﺎور ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ!

ﭼﻘﺪر خنده دار است ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺮدم ﻣﯽ ﺧﻮاهند ﺑﺪون اﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﭼﯿﺰی اﻋﺘﻘﺎد ﭘﯿﺪا ﮐﻨﻨﺪ و ﯾﺎ ﮐﺎری در راه ﺧﺪا اﻧﺠﺎم ﺑﺪهند ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺮوند!

ﭼﻘﺪر خنده دار است ﮐﻪ وﻗﺘﯽ ﺟﻮﮐﯽ را از ﻃﺮﯾﻖ ﭘﯿﺎم ﮐﻮﺗﺎه و ﯾﺎ اﯾﻤﯿﻞ ﺑﻪ دﯾﮕﺮان ارﺳــﺎل ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ آﺗﺸــﯽ ﮐﻪ در ﺟﻨﮕﻠﯽ اﻧﺪاﺧﺘﻪ شده، ﻫﻤﻪ ﺟﺎ را ﻓﺮا ﻣﯽ ﮔﯿﺮد، اﻣﺎ وﻗﺘﯽ ﺳــﺨﻦ و ﭘﯿﺎم اﻟﻬﯽ را ﻣﯽ ﺷــﻨﻮﯾﻢ دو ﺑﺮاﺑﺮ در ﻣﻮرد ﮔﻔﺘﻦ ﯾﺎ ﻧﮕﻔﺘﻦ آن ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ!

ﺧﻨﺪه دارد، اﯾﻨﻄﻮر ﻧﯿﺴﺖ؟

دارﯾﺪ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪ؟

دارﯾﺪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟

اﯾﻦ ﺣﺮف ها را ﺑﻪ ﮔﻮش ﺑﻘﯿﻪ ﻫﻢ برسانید و از ﺧﺪاوﻧﺪ ﺳﭙﺎﺳــﮕﺰار ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ او ﺧﺪای دوﺳﺖ داﺷﺘﻨﯽ و ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ اﺳﺖ.

آﯾﺎ اﯾﻦ ﺧﻨﺪه دار ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ وﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﯿﺪ اﯾﻦ حرف ها را را ﺑﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﺑﺰﻧﯿﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ را از ﻟﯿﺴﺖ ﺧﻮد ﭘﺎک ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟

ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ این که مطمئن هستید که آنها ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ اﻋﺘﻘﺎد ﻧﺪارﻧﺪ.

اﯾــﻦ اﺷــﺘﺒﺎه بزرگی است، اگر ﻓﮑــﺮ می کنید که دﯾﮕــﺮان اﻋﺘﻘﺎدشان از ﻣﺎ ﺿﻌﯿﻒ تر است!!


منابع : به نقل از پايگاه اطلاع رساني حوزه (نشريه آستان شماره 50 – 49 به نقل از «تو تويی»؛ نوشته امير رضا آرميون)



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , وقت , اضافه , براي , خدا , وقت اضافه براي خدا ,
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
حكومت در بهشت

در کافي از حضرت ابوجعفر باقرعليه السلام روايت آمده که فرمود:

از جمله چيزهايي که خداوند - عزّوجلّ - به بنده‏ اش موسي‏ عليه السلام مناجات کرد اين بود که فرمود: همانا بندگاني براي من هستند که بهشت خود را بر آن‏ها مباح نمايم و در آن ايشان را حکومت دهم.

موسي گفت: پروردگارا! اين‏ها کيانند که بهشت را بر آن‏ها مباح نمايي و در آن حکومتشان دهي؟ فرمود: هرکس به مؤمني خوشحالي برساند.... .


منبع: کافي: 188:1.



:: موضوعات مرتبط: گوهرهاي آسماني , عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: گوهرهاي آسماني , عارفانه ها , حكومت در بهشت , امام باقر عليه السلام , بهشت , موسي‏ عليه السلام , مؤمن , خوشحالي مؤمن ,
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
25 فرمول موفقیت در بیانات امام صادق علیه السلام

بسمه تعالی

25 فرمول موفقیت در بیانات امام صادق علیه السلام

در كتاب "مجموعه شهيد اول (ره)"

 از امام صادق (ع) روايت شده است كه فرمودند:

طلبتُ الجنة، فوجدتها فى السخاء :

بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگى و جوانمردى يافتم.

و طلبتُ العافية، فوجدتها فى العزلة:

و تندرستى و رستگارى را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏گيرى (مثبت و سازنده) يافتم.

و طلبت ثقل الميزان، فوجدته فى شهادة »ان لا اله الا الله و محمد رسول الله

و سنگينى ترازوى اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهى به يگانگى خدا تعالى و رسالت حضرت محمد (ص) يافتم.

و طلبت السرعة فى الدخول الى الجنة، فوجدتها فى العمل لله تعالى:

سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه براى خداى تعالى يافتم.

و طلبتُ حب الموت، فوجدته فى تقديم المال لوجه الله:

و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پيش فرستادن ثروت (انفاق) براى خشنودى خدا يافتم.

و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فى ترك المعصية:

و شيرينى عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه يافتم.

و طلبت رقة القلب، فوجدتها فى الجوع و العطش:

و رقت (نرمى) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگى و تشنگى (روزه) يافتم.

و طلبت نور القلب، فوجدته فى التفكر و البكاء:

و روشنى قلب را جستجو نمودم، پس آن را در انديشيدن و گريستن يافتم.

و طلبت الجواز على الصراط، فوجدته فى الصدقة:

و (آسانى) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه يافتم.

و طلبت نور الوجه، فوجدته فى صلاة الليل:

و روشنى رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب يافتم.

و طلبت فضل الجهاد، فوجدته فى الكسب للعيال:

و فضيلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزينه زندگى زن و فرزند يافتم

و طلبت حب الله عزوجل، فوجدته فى بغض اهل المعاصى:

و دوستى خداى تعالى را جستجو كردم، پس آن را در دشمنى با گنهكاران يافتم.

و طلبت الرئاسة، فوجدتها فى النصيحة لعبادالله:

و سرورى و بزرگى را جستجو نمودم، پس آن را در خيرخواهى براى بندگان خدا يافتم.

و طلبت فراغ القلب، فوجدته فى قلة المال:

و آسايش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمى ثروت يافتم.

و طلبت عزائم الامور، فوجدتها فى الصبر :

و كارهاى پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكيبايى يافتم.

و طلبت الشرف، فوجدته فى العلم:

و بلندى قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش يافتم.

و طلبت العبادة فوجدتها فى الورع:

و عبادت در جستجو نمودم، پس آن را در پرهيزكار يافتم .

و طلبت الراحة، فوجوتها فى الزهد:

و آسايش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسايى يافتم.

و طلبت الرفعة، فوجدتها فى التواضع:

برترى و بزرگوارى را جستجو نمودم، پس آن را در فروتنى يافتم.

و طلبت العز، فوجدته فى الصدق:

و عزت (ارجمندى) را جستجو نمودم، پس آن را در راستى و درستى يافتم.

و طلبت الذلة، فوجدتها فى الصوم:

و نرمى و فروتنى را جستجو نمودم، پس آن را در روزه يافتم.

و طلبت الغنى، فوجدته فى القناعة:

و توانگرى را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت يافتم.

و طلبت الانس، فوجدته فى قرائة القرآن:

و آرامش و همدمى را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن يافتم.

و طلبت صحبة الناس، فوجدتها فى حسن الخلق:

و همراهى و گفتگوى با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخويى يافتم.

و طلبت رضى الله، فوجدته فى برالوالدين:

و خوشنودى خدا تعالى را جستجو نمودم، پس آن را در نيكى به پدر و مادر يافتم.

مستدرك الوسائل ، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810.



:: موضوعات مرتبط: گوهرهاي آسماني , عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: گوهرهاي آسماني , عارفانه ها , 25 فرمول موفقیت در بیانات امام صادق علیه السلام , موفقيت , امام صادق (ع) ,
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
کار کوتاهی که خیر دنیا و آخرت در آن است

شرح دو حدیث این امام همام از لسان آیت‌الله تهرانی:

آیت‌الله تهرانی تجسم علم و تقوا بود و جنس جلسات اخلاقشان با همه سخنرانی‌های ایشان متفاوت بود و یکی از بارزترین ویژگی‌های آن، شرح احادیث اهل‌بیت(ع) با زبانی ساده و همه‌فهم بود.

امام صادق (ع) امامیست که صیت علوم حضرتش بلاد و مجامع علمی اسلامی را فرا گرفته و علمای عراق و حجاز و خراسان و شام و نقاط دیگر اسلام از محضرشان فیض می‌بردند:

رُوِیَ اَنَّهُ سَئَلَ رَجُلٌ عَنِ الصّادِقِ عَلَیهِ السَّلامُ اَن یُعَلِّمَهُ مایَنالُ بِهِ خَیرَالدُّنیا وَ الاخِرَةِ وَ لایُطَوِّلُ عَلَیهِ فَقالَ عَلَیهِ السَّلامُ: لاتَکذِب[۱]؛

شخصی خدمت امام صادق علیه­السلام رسید و از حضرت درخواست کرد که به او کاری بیاموزد که به خاطر آن کار، به خیر دنیا و آخرت برسد و طولانی هم نباشد، امام صادق علیه السلام فرمودند: دروغ نگو.
شرح حدیث: در زمان ائمه معصومین علیهم السلام مرسوم بوده است که خدمتشان می­رسیدند و تحفه­ای می­گرفتند و می­رفتند. این شخص انسان باصفایی است که از حضرت علیه السلام چنین درخواستی می­کند. دراین روایت خیلی ظرافت است. درخواست انجام کاری را می­کند ولی حضرت نمی­فرمایند فلان عمل را انجام بده؛ بلکه می­فرمایند دروغ نگو و بدان که در آن خیر دنیا و آخرت است.
در روایتی امام باقر علیه السلام، در بیان زشتی دروغ و مقایسه آن با دیگر پلیدی­ها می­فرماید: «إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلشَّرِ اَقفَالاً وَ جَعَلَ مَفَاتِیحَ تِلکَ الاَقفَالِ الشَّرابَ وَ الکِذبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرابِ[۲] » خداوند برای بدی­ها قفل­هایی قرار داد که کلید آن همانا شراب است و دروغ از شراب بدتر است.

مبداء بسیاری از فسادها و شرور، چه فردی و چه اجتماعی دروغ است. منشاء تمامی ادیان فاسده و منحرفه دروغ است. بعضی برای برطرف شدن مشکلات و یا برآورده شدن حاجات و
یا رسیدن به مقامی معنوی چهل روز اعمالی را انجام می­دهند و از انجام بعضی کارها خودداری می­کنند. انسان بداند اگر چهل روز دروغ نگوید، کارش درست می شود و هر گره­ای که دارد باز می­شود، چون بزرگ­ترین گره و بدترین شرور دروغ است؛ زیرا دروغ توفیق انجام بسیاری از اعمال خوب را از انسان می­گیرد و پرهیز از آن، توفیق اعمال صالح را به انسان می­دهد. اگر انسان­ها صادق بودند، دیگر خیانت، غلّ و غشّ، نفاق، تکبّر، تهمت و ریا وجود نداشت.

[۱] بحار الانوار، جلد ۷۵، صفحه ۲۴۱
[۲]اصول کافی، جلد۲، صفحه ۳۳۸

.............................................................................

رُوِیَ عَن الصّادِقِ عَلَیهِ السَّلامُ قالَ: اَدَّبَنی أبی بِثَلاثٍ؛ قالَ لی: یابُنَیَّ مَن یَصحَب صاحِبَ السُّوءِ لایَسلَم وَ مَن لایُقَیَّد اَلفاظَهُ یَندَمُ وَ مَن یَدخُل مَداخِلَ السُّوءِ یُتَّهَمُ[۱]


ترجمه حدیث: امام صادق علیه السلام فرمودند: پدر بزرگوارم امام محمدباقر علیه السلام مرا به سه چیز ادب کردند و فرمودند: «ای پسرم! هرکس رفت و آمد و نشست و برخاستش با انسان­های بدی باشد که آن افراد روش­های بدی دارند، این را بداند که به سلامت نخواهد رسید. و کسی که زبان خود را مهار نکند و جلوی سخنان خود را نگیرد، بالاخره پشیمان خواهد شد. و کسی که در مکان­های بدنام وجلساتی که اعمال بد و گناه در آنها انجام می­شود، وارد شود به کاری بد متهم می­شود.»

شرح حدیث: اوّل: حضرت علیه السلام روابط با انسان­های دیگر را می­فرماید که مصاحبت، معاشرت و مجالست و رفاقت با افرادی که از بدکارانند، هرچند هم که انسان خوب باشد روی او اثر می­گذارد و بی­برو
برگرد، انسان خراب خواهد شد.

دوّم: مراقبت و مواظبت از زبان است که هر چیزی از آن بیرون نیاید. اولین گام در سیر و سلوک الهی در باب مراقبت، مراقبتِ زبانی می­باشد و بداند که بسیاری از انسان ها روز قیامت به خاطر
مراقبت نکردن از زبان خود وارد جهنم می­شوند. اثر روابط و رفاقت با انسان­های ناسالم و مراقبت نکردن از زبان فقط در قیامت نمی­باشد، بلکه در همین دنیا و در روابط بد، بد می­شود. اگر زبان مقیّد نباشد، انسان پشیمان می­شود.
سوّم: اگر انسان به مکان­ها و مجالس و جاهایی برود که در آنجا افراد بدکار و بی سروپا می­روند و گناه و معصیت، لهو و لعب، غیبت، تهمت، بدگویی، بدزبانی و ... انجام بشود، حتّی اگر خود او هم کار بد انجام ندهد، متّهم به آن اعمال می­شود که باعث پیدایش این اتهام هم خود او می­باشد.
[۱]بحار الانوار، جلد۷۵، صفحه ۲۶۱



:: موضوعات مرتبط: گوهرهاي آسماني ,
:: برچسب‌ها: گوهرهاي آسماني , عارفانه ها , حكايات , کار کوتاهی که خیر دنیا و آخرت در آن است ,
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
دستور العمل آيت الله العظمي بهجت (ره)

بسمه تعالي

كوچك و بزرگ بايد بدانيم: راه يگانه براي سعادت دنيا و آخرت، بندگي خداي بزرگ است؛ و بندگي، در ترک معصيت است در اعتقاديات و عمليات.
آنچه را که دانستيم، عمل نماييم و آنچه را که ندانستيم، توقف و احتياط نماييم تا معلوم شود، هرگز پشيماني و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ اين عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خداي بزرگ، اولي به توفيق و ياري خواهد بود .
«والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته، و الصلاة علي محمد و آله الطاهرين، واللعن علي أعدائهم أجمعين»



:: برچسب‌ها: عارفانه ها , دستور العمل آيت الله العظمي بهجت (ره) ,
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
انفاق، ايثار و از خود گذشتن

پول را بايد پلي جهت حركت خود به سوي خدا قرار داد.

بايد در راه خدا انفاق كرد تا به خدا رسيد.

(مصباح الهدي، ص 399)



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , انفاق، ايثار و از خود گذشتن ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 5
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
باز شدن راه هاي بسته

با صلوات بر پيامبر (ص) و آلش (عليهم السلام) راه هاي بسته باز مي شود.

(مصباح الهدي، ص 273)



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , باز شدن راه هاي بسته ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 5
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
بي نشان شويم

خوب است انسان جاي پا و نشاني نداشته باشد و در خدا گم شود.

كار خوبمان را فراموش كنيم، كار بدمان را هم زود استغفار كنيم و فراموش كنيم تا بي نشان شويم.

(مصباح الهدي، ص 269)



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , بي نشان شويم ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 5
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
با این کلید هر قفلی را می توانید باز کنید!

جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت: سه قفل در زندگی ام وجود دارد و سه کلید از شما می خواهم.

قفل اول اینست که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.

قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.

قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.

شیخ نخودکی فرمود: برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان. و برای قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.

جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟؟!

شیخ نخودکی فرمود :  نماز اول وقت شاه کلید است!



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , با این کلید هر قفلی را می توانید باز کنید! , نماز اول وقت ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 10
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
هدیه امام عصر(عج) به مامقانی

«شیخ عبدالله مامقانی» می‏گوید: یک شب هنگام نوشتن کتابی، به "کتاب رهن «تهذیب» شیخ طوسی" احتیاج پیدا کردم. هر قدر فکر کردم که در این وقت شب کتاب را کجا پیدا کنم، فکر به جایی نرسید.
در همان حال دلم شکست و اشکم جاری شد. به امام زمان(عج) متوسل شدم و عرض کردم: «سیدی! من برای شما زحمت می‏کشم و این کار مال شماست. پس شما باید به من کمک کنید».
ناگهان گویا به من الهام شد که در میان کتاب‏های پاره و اوراق باطله‏ای که در گوشه طاقچه اتاق بود بگردم. با اینکه قبلاً چندین بار آنها را زیر و رو کرده بودم و حتی احتمال هم نمی‏دادم که مطلوب من آن جا باشد. بلافاصله از جا برخاستم و مجدداً آنها را جستجو کردم. ناگهان به نسخه‏ای از کتاب تهذیب برخوردم که با خط بسیار جالبی نوشته شده بود. فوری آن را برداشتم و مورد استفاده قرار دادم.
آن کتاب چند روزی نزد من بود و مطالب آن را مورد استفاده قرار دادم. بعد از پایان کارم آن کتاب ناپدید شد و هرچه گشتم آن را نیافتم.


[داستان‏هایی از زندگی علماء، تألیف محمدتقی صرفی، دفتر نشر برگزیده قم. (با اندک تصرف و ویرایش)]



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , هدیه امام عصر(عج) به مامقانی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 10
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
علّت محرومیّت از نماز شب

((شخصی نزد امیر مؤ منان علیه السلام آمد و گفت : ای امیرمؤ منان ! از نماز شب محروم شده ام .
حضرت فرمود: گناهانت تو را مقیّد کره و دست و پایت را بسته اند)).
کلینی قدس سره در باب ذنوب از کتاب ایمان و کفر، نقل می نماید که امام صادق علیه السلام فرمود: ((چون مرد گناه کند، از نماز شب محروم گردد و عمل زشت ، از چاقویی که در گوشت فرو رود، سریعتر در کسی که مرتکب آن شده ، فرو می رود)). [1][2]

[1]. ج 2، ص 290 (کافی معرب).
[2]. رساله لقاءالله ، ص 197.



:: موضوعات مرتبط: گوهرهاي آسماني , عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , گوهرهاي آسماني , علّت محرومیّت از نماز شب ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 10
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
حقانیت علی (علیه السلام)

جناب استاد ما علامه طباطبایی صاحب تفسیر قیّم و عظیم المیزان (رضوان الله علیه ) فرموده است که :
استاد ما مرحوم آقا سید علی قاضی حکایت کرد که کسی از جنی پرسیده است (و فرموده است شاید آن کس خود مرحوم قاضی بوده است ): طایفه جن به چه مذهب اند؟ آن جن در جواب گفت : ((طایفه جن مانند طایفه انس دارای مذاهب گوناگون اند، جز این که سنی ندارند برای آن که در میان ما کسانی هستند که در واقعه غدیر خم حضور داشتند و شاهد ماجرا بوده اند.))
راقم سطور حسن حسن زاده آملی گوید: بسیاری از صحابه در واقعه غدیر خم حضور داشته اند، و به شاءن نزول کریمه : یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس ان الله لا یهدی القوم الکافرین. [1] به راءی المعین شاهد بوده اند، و فرموده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم : الا من کنت مولا، فهذا علی مولاه ، اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله و احب من احبه ... را به حضرو عیانی شنوده اند؛ ولکن هنوز بدن رسول خدا دفن نشده بود که ...، و یا به قول سید حمیزی در قصیده عینیه :


حتی اذا واروه فی لحده

و انصرفوا عن دفنه ضیعوا

ما قال الاءمس و اوصی به

و آثروا الضر بما ینفع

و قطعوا ارحامه بعده

فسوف یجزون بما قطعوا


لاجرم آن فرقه جن مسلمان مؤ من را (رحمه الله علیهم ) بر این قوم انس ، فضر شرف است ؛ فاعتبروا یا اولی الابصار. [2]

[1]. سوره مائده / 68.
[2]. هزار و یک کلمه ، ج 3، ص 301 - 300.



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , حقانیت علی (علیه السلام) ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 5
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
علم امام صادق (علیه السلام)

حضرت امام صادق علیه السلام از ام جابر پرسید که در چه کاری ؟ عرض کرد که می خواهم تحقیق کنم که از چرنده و پرنده کدام بیضه می نهند و کدام بچه می آورند؟
فرمود که : احتیاج به این مقدار فکر نیست بنویس که گوش هر حیوانی که مرتفع است بچه می آورد و هر کدام منخفض است بیضه می نهد ذلک تقدیر العزیز العلیم .
باز با آن که چرنده است و گوش او منخفض و به سر او چسبیده بیضه می نهد، سلحفاة که چرنده است چون بدین منوال است بیضه می نهد و گوش خفاش چون مرتفع است و به سر او چسبیده نیست ، بچه می آورد. [1]


[1]. هزار و یک نکته ، ج 1 و 2، ص 68



:: موضوعات مرتبط: گوهرهاي آسماني , عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , گوهرهاي آسماني , علم امام صادق (علیه السلام) ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 5
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
اخلاص در عمل

منقول است که مرحوم حاجی سبزواری (رضوان الله علیه ) برای عیادت بیماری می رفت و عده ای هم با او بودند. نزدیک منزل بیمار که رسید، برگشت و نرفت .
اطرافیان پرسیدند: آقا چرا تا این جا آمدید و حالا بر می گردید؟ آقا جواب داد: که خطوری به قلبم کرد که بیمار وقتی مرا ببیند، از من خوشش خواهد آمد و می گوید که سبزواری ، چه انسان والا و بزرگی است که به عیادت من بیمار آمده است . حالا برمی گردم تا هنگامی که اخلاص اولیه را بیابم و تنها برای خدا به عیادت بیمار بیایم. [1]

[1]. در محضر استاد، ص 23.



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , اخلاص در عمل ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 5
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
مقام صبر

ابان بن تغلب گوید که : زنی دیدم پسرش مرد، برخاست چشمش را بست و او را پوشاند و گفت : جزع و گریه چه فایده دارد آن چه را پدرت چشید تو هم چشیدی و مادرت بعد از تو خواهد چشید، بزرگترین راحتها برای انسان خواب است و خواب برادر مرگ است چه فرق می کند در رختخواب بخوابی یا جای دیگر، اگر اهل بهشت باشی مرگ به حال تو ضرر ندارد و اگر اهل ناری زندگی به حال تو فایده ندارد، اگر مرگ بهترین چیزها نبود خداوند پیغمبر خود را نمی میراند و ابلیس را زنده نمی گذاشت. [1]

[1]. هزار و یک نکته ، ج 1 و 2، ص 796.



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , مقام صبر ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 5
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
پناه به ذکر الهی

در تاثیر این ذکر شریف یعنی لا اله الا انت سبحانک انّی کنت من الظالمین به سه جمله فاستجبنا له ، و نجیناه من الغّم ، و کذلک ننجی المؤ منین دقت به سزا اعمال گردد، به خصوص به جمله اخیر که مفاد آن عام است که وعده فرموده است شامل همه مؤ منین می باشد، و با جمع محلی به الف و لام و فعل مضارع که دال بر تجدد زمان و حصول تدریجی آن برای ابد است تعبیر فرموده است ، فتبصّر.
امام صادق علیه السلام می فرماید: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار چیز پناه نمی برد؟
در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده ، چگونه به ذکر حسبنا الله و نعم الوکیل پناه نمی برد. زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر یاد شده فرمود: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت ) و چیزی زائد بر آن (سود در تجارت ) بازگشتند و هیچگونه بدی به آنان نرسید.
و در شگفتم برای کسی که اندوهگین است ، چگونه به ذکر لا اله الا انت سبحانک انّی کنت من الظالمین پناه نمی برد. زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود: پس ما (یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده ) از اندوه نجات دادیم و همین گونه مؤ منین را نجات می بخشیم .
و در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده ، چگونه به ذکر اءفوض ‍ امری الی الله ان الله بصیر بالعباد پناه نمی برد. زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود: پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده ) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت .
و در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی های دنیاست ، چگونه به ذکر ((ما شاءالله لا قوة الا بالله )) پناه نمی برد. زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل بعد از ذکر یاد شده (از زبان مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از آن نعمتها بهره مند بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی پس امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , پناه به ذکر الهی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 5
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
دکان عطاری

یکی از مشایخ روایت می کرد که در سوره مبارکه یس اسمی هست که به برکت آن کوری مادر زاد و پیسی برطرف می شود، او را گفتند که آیا اگر کسی تمام سوره را بخواند نفعی از این مقوله که می گویی به او خواهد رسید؟
جواب داد: هرگاه حکیم یک دوا را برای مرضی مقرر کرده باشد و آن دوا در دکان عطاری باشد و مریض برود تمام ادویه دکان او را بخورد آیا نفعی به او خواهد رسید؟ ‍[1]

[1]. هزار و یک نکته ، ج 1 و 2، ص 122 - 121.



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , دکان عطاری ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 5
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
علت صلوات فرستادن

از مناظرات علامه حلی با سید موصلی که پرسید چرا صلوات بر آل محمد می فرستید؟ فرمود: الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انالله و انا الیه راجعون اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمة . سید گفت : چه مصیبتی بر آل محمد وارد شد؟ فرمود: وجود مانند تو فرزند، بدترین مصیبهاست. [1]

[1]. هزار و یک نکته ، ص 769 - 770.



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , علت صلوات فرستادن ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 5
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
انتقام بدن

یکی از آشنایان - خدا رحمتش کناد - در وسط تابستان در غیر ماه مبارک رمضان روزه داشت ، به او گفتم : آقا شما در این سن و در این هوای گرم و سوزان روزه دارید؟!
در جوابم گفت : من از این بدن سیلی خورده ام ، سرکشی کرد و مرا به این سو آن سو کشانید، حالا من می خواهم انتقام بکشم و او را بدارم.



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها , ماه مبارك رمضان ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , ماه مبارك رمضان , انتقام بدن ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 5
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
چون برسیدم بوی گل چنانم مست کرد که دامنم از دست برفت.

یکی از صاحبدلان سر به جیب مراقبت فرو برده بود، و در بحر مکاشفت مستغرق شده ، حالی که از آن معاملت باز آمد یکی از محبّان گفت : از این بوستان که بودی چه تحفه کرامت کردی اصحاب را؟
گفت : به خاطر داشتم که چون به درخت گل برسم دامنی پر کنم
هدیه اصحاب را، چون برسیدم بوی گل چنانم مست کرد که دامنم از دست برفت.
‍ [‍1]


‍[‍1]
. هزار و یک کلمه ، ج 3، ص 384 - 383.



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , چون برسیدم بوی گل چنانم مست کرد که دامنم از دست برفت. ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 5
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
پاکیزگی سیرت

سلطان محمود، اندامی متناسب و قامتی رشید داشت، ولی رویش پر آبله و بسیار کریه المنظر بود. روزی صورت زشت خود در آینه دید وسخت پژمرده و متفکر گشت. وزیر بر او وارد شد و سبب اندوهش را پرسید. سلطان گفت:«در مَثَل گویند که دیدار پادشاهان، مایه شادی دل و روشنی چشم است. ولی من چنین پندارم که چهره زشتم، نه تنها شادی بخشِ دل ها نیست، بلکه وحشت افزا ونفرت بار است.» وزیر گفت:«غمین مباش، از آنکه زشتی رویت را از هزار کس یکی نمی بیند، امّا اگر پاکیزه سیرت و دادگر و مردم نواز باشی، آوازه نیکویی هایت را همگان می شنوند واین، قبح صورتت رامی پوشاند.»



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , پاکیزگی سیرت ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 5
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
کراهت مشورت با شخص ترسو ، بخیل ، آزمند، برده، فرومایه و بدکار

1. امام رضا (علیه السلام) از پدرانش از حضرت علی (علیه السلام) نقل کرده است که پیامبر «صلی الله علیه وآله» فرموده است : یا علی با شخص ترسو مشورت نکن زیرا او راه خروج [ از گرفتاری ها ] را برای تو سخت جلوه می دهد و حتماً با بخیل مشورت نکن، زیرا تو را از هدف بازمی دارد. با حریص مشورت نکن زیرا او کار بد را زیبا جلوه می دهد، و بدان که ترس و بخل و آزمندی غریزه ای است که از سوءظنّ ناشی می شود

(علل الشرایع ، ص 178)

2. عمّار ساباطی گوید : امام صادق (علیه السلام) به من فرمود : ای عمّار اگر می خواهی نعمت برایت با دوام و مردانگی ات کامل و زندگی ات اصلاح گردد، در کار خویش با بردگان و اشخاص فرومایه مشورت مکن، زیرا اگر به آنان اعتماد کنی به تو خیانت می کنند، و اگر خبری به تو بدهند دروغ می گویند و اگر گرفتار شوی تو را خوار می سازند و اگر به تو وعده ای دهند، به آن وفا نمی کنند.

(علل الشرایع ، ص 187)

3. امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمود: از پدرم شنیدم که می فرمود: حق را بپا دار و برای آنچه از تو فوت شده افسوس مخور و از آنچه به تو مربوط نیست کناره گیر. از دشمن دوری کن، و از دوست خویش بر حذر باش، ( با احتیاط با او برخورد کن ) و با مردم امین همنشین و دوست باش، و امین کسی است که از خدا بترسد، و با بدکار همنشینی مکن، و او را بر راز خویش آگاه مگردان، و امانت خود را به او مسپار، و در کارهایت با کسانی که از پروردگار خویش می ترسند، مشورت نما.

(علل الشرایع ، ص 187)



:: موضوعات مرتبط: گوهرهاي آسماني , عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , گوهرهاي آسماني , کراهت مشورت با شخص ترسو ، بخیل ، آزمند، برده، فرومایه و بدکار ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 5
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
سرانجام بخیل

سلمان فارسی: سرانجام بخیل یکی از این هفت حالت است.

1. می میرد و مالش به وارث می رسد و او آن را در معصیت خدا مصرف می کند.

2. خدا ظالمی را بر او مسلط می کند و اموالش را با خفت و خواری می گیرد.

3. گرفتار هوی و هوس می شود و همه اموال خود را تباه می کند.

4. به فکر ساختن ویرانه ای می افتد و ثروتش را در این راه از دست می دهد.

5. به معصیت و نکبتی گرفتار می شود مانند غرق شدن، آتش سوزی و سرقت.

6. به درد بی درمانی مبتلا می شود و ثروت خود را صرف مداوا می کند.

7. ثروتش را در محلی به خاک می سپارد و بعد فراموش می کند و آن را نمی یابد.



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , سرانجام بخیل ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 5
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
وین شکم بی هنر پیچ پیچ صبر ندارد که بسازد به هیچ

وین شکم بی هنر پیچ پیچ             صبر ندارد که بسازد به هیچ

درویشی را شنیدم که به غاری در نشسته بود و در به روی، از جهانیان بسته و ملوک و اغنیاء را در چشم همت او هیبت و شوکت نمانده.

هر که بر خود در سؤال گشاد تا بمیرد نیازمند بود

آز بگذار و پادشاهی کن گردن بی طمع بلند بود

یکی از ملوک آن طرف اشارت کرد که توقع به کرم اخلاق مردان چنانست که بنان و نمک با ما موافقت کنند. شیخ رضا داد بحکم آنکه اجابت دعوت سنت است.

دیگر روز ملک به عذر قدمش رفت عابد از جای برخاست و ملک را در کنار گرفت و تلطف کرد و ثنا گفت. چون غایب شد یکی از اصحاب پرسید: شیخ را که چندین ملاطفت امروز با پادشه که تو کردی خلاف عادت بود و دیگر ندیدم. گفت: نشنیدی؟

هر که را بر سماط بنشستی          واجب آمد بخدمتش برخاست

گوش تواند که همه عمر وی            نشنود آواز دف و چنگ و نی

دیده شکیبد ز تماشای باغ             بی گل و نسرین بسر آرد دماغ

ور نبود بالش آکنده پر                    خواب توان کرد حجر زیر سر

ور نبود دلبر همخوابه پیش             دست توان کرد در آغوش خویش

وین شکم بی هنر پیچ پیچ             صبر ندارد که بسازد به هیچ



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , وین شکم بی هنر پیچ پیچ صبر ندارد که بسازد به هیچ ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 5
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :
چه شد که خداوند معرفت را از تو گرفت و با عاقبت بدی مُردی؟

فُضیل بن عیاض یکی از رجال طریقت است. او شاگردی داشت که از همه شاگردان دیگرش داناتر و بزرگوارتر و اعلم تر بود.

این شاگرد را مرضی دچار گردید، و ناخوش شد، تا اینکه مرگش رسید. در حال احتضار بود که فُضیل بر سر بالین او آمد. نزد سر او نشست و شروع کرد به قرآن خواندن. سوره یس را می خواند، که یک وقت شاگرد محتضر گفت: این سوره را مخوان ای استاد. پس فُضیل ساکت شد و به او گفت: بگو لااله الا الله گفت: نمی گویم آن را، به خاطر آنکه العیاذ بالله من از آن بیزارم و در همان حال از دنیا رفت. یعنی در حال کفر مرد. فضیل از مشاهده این حال خیلی درهم و ناراحت شد و از منزل او خارج گردید و به منزل خود رفت. و از منزل بیرون نیامد و همچنان در فکر او بود. تا او را در خواب دید که او را به سوی جهنم می کشند.

فُضیل از او پرسید: این چه حالتی بود از تو سرزد، تو اعلم شاگردان من بودی. چه شد که خداوند معرفت را از تو گرفت و با عاقبت بدی مُردی؟

گفت: برای سه چیز که در من بود، مرا این طور بدبخت و بیچاره نمود.

اول: نمّامی و سخن چینی که پشت سر برادران مؤمنم بود.

دوم: حسد می بردم ، نمی توانستم ببینم کسی از من بالاتر است، چون به او حسد می ورزیدم .

سوم: آنکه مرضی در من بود که به طبیبی رُجوع نمودم و او به من گفته بود که در هر سال یک قدح از کاسه بزرگ تر، شراب بخور و اگر نخوری این علت در تو باقی خواهد ماند. پس برحَسب امر آن طبیب، شراب خوردم و به این سه چیز که در من بود عاقبت من بد شد و به آن حال مُردم.



:: موضوعات مرتبط: عارفانه ها ,
:: برچسب‌ها: عارفانه ها , چه شد که خداوند معرفت را از تو گرفت و با عاقبت بدی مُردی؟ ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 5
نويسنده : محبّان مهدي (عج)
تاريخ :

تعداد صفحات : 2



ابزار پرش به بالا