loading...

پايگاه جامع فرهنگی مذهبی محبّان مهدی (عج)

قرآن و عترت، دینی و مذهبی، قرآن، اهل بيت، نهج البلاغه، نيايش، حديث، عارفانه ها، حكايات، مهدويت، پيامك هاي مذهبي، جملات زيبا و...

 

مناجات

 

 

به نام خالق هستي بخش

 

سلام و درود خدا بر محمد و آل محمد؛

به پايگاه جامع فرهنگی مذهبی محبّان مهدی (عج) خوش آمديد.
اميدواريم كه اين پايگاه محيط مناسبي براي مطالعه قرآن و احاديث اهل بيت عليهم السلام فراهم آورده باشد و دوستداران اهل بيت عليهم السلام بتوانند به سهولت به كلام نوراني قرآن و این بزرگواران دسترسي داشته و به رهنمودهاي ايشان عمل كنند.
مطالب جدید به تدریج به
پايگاه جامع فرهنگی مذهبی محبّان مهدی (عج) افزوده می شود.
لطفأ نظرات سازنده خود را از ما دريغ نفرماييد و ما را از انتقادات و پيشنهادهاي خود بهره مند سازيد..

با سپاس فراوان از همراهي شما سروران گرامي

 

1- قال الإمام المهدي - عجّل الله تعالي فرجه
الشّريف - : الَّذي يَجِبُ عَلَيْكُمْ وَ لَكُمْ أنْ تَقُولُوا:
إنّا قُدْوَةٌ وَ أئِمَّةٌ وَ خُلَفاءُ اللهِ في أرْضِهِ، وَ اُمَناؤُهُ عَلي
خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ في بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ
تَأْويلَ الْكِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.

 

«تفسير عيّاشي، ج 1، ص 16»

 

امام زمان - عجّل الله تعالي فرجه الشّريف
- فرمود:
بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود كه معتقد باشيد بر اين كه ما اهل بيت
رسالت، محور و اساس امور، پيشوايان هدايت و خليفه خداوند متعال در زمين هستيم. همچنين
ما امين خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه مي باشيم، حلال و حرام را
مي شناسيم، تأويل و تفسير آيات قرآن را عارف و آشنا هستيم.




بقیه در ادامه مطلب

 

1- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْكَري - عليه
السلام - :
إنَّ
اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالي بَيَّنَ حُجَّتَهُ مِنْ سائِرِ خَلْقِهِ بِكُلِّ شَيء،
وَ يُعْطِيهِ اللُّغاتِ، وَمَعْرِفَةَ الاْنْسابِ وَالاْجالِ وَالْحَوادِثِ،
وَلَوْلا ذلِكَ لَمْ يَكُنْ بَيْنَ الْحُجَّةِ وَالْمَحْجُوحِ فَرْقٌ.

 

«الكافي، ج 1، ص 519، ح 11»

 

امام حسن عسكري - عليه السلام - فرمود: همانا خداوند
متعال، حجّت و خليفه خود را براي بندگانش الگو و دليلي روشن قرار داد، همچنين
خداوند حجّت خود را ممتاز گرداند و به تمام لغت ها و اصطلاحات قبائل و اقوام
آشنا ساخت و أنساب همه را مي شناسد و از نهايت عمر انسان ها و موجودات و
نيز جريات و حادثه ها آگاهي كامل دارد و چنانچه اين امتياز وجود
نمي داشت، بين حجّت خدا و بين ديگران فرقي نبود.






 بقیه در ادامه مطلب

 

1-
قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : مَنِ اتَّقي اللهَ يُتَّقي، وَ مَنْ أطاعَ
اللّهَ يُطاعُ، وَ مَنْ أطاعَ الْخالِقَ لَمْ يُبالِ سَخَطَ الْمَخْلُوقينَ،
وَمَنْ أسْخَطَ الْخالِقَ فَقَمِنٌ أنْ يَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الْمَخْلُوقينَ.

 

«بحارالأنوار، ج 68، ص 182، ح 41»

 

امام هادي - عليه السلام - فرمود: كسي كه تقوي الهي را رعايت نمايد و مطيع
احكام و مقرّرات الهي باشد، ديگران مطيع او مي شوند و هر شخصي كه اطاعت از
خالق نمايد، باكي از دشمني و عداوت انسان ها نخواهد داشت; و چنانچه خداي
متعال را با معصيت و نافرماني خود به غضب درآورد، پس سزاوار است كه مورد خشم و
دشمني انسان ها قرار گيرد.




بقیه در ادامه مطلب

 

1- قالَ الإمام الجواد - عليه
السلام - :
الْمُؤمِنُ
يَحْتاجُ إلي ثَلاثِ خِصال: تَوْفيق مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ واعِظ مِنْ
نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ يَنْصَحُهُ.

 

«بحارالأنوار، ج 72، ص 65، ح 3»

 

امام جواد - عليه السلام - فرمود: مؤمن در هر حال نيازمند به سه خصلت است: توفيق
از طرف خداوند متعال، واعظي از درون خود، قبول و پذيرش نصيحت كسي كه او را نصيحت
نمايد.




بقیه در ادامه مطلب

 

1- قال الامام الرّضا - عليه
السلام - :
مَنْ
زارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ عليه السلام بِشَطِّ الْفُراتِ، كانَ كَمَنْ زارَ اللهَ فَوْقَ عَرْشِهِ.

 

«مستدرك الوسائل، ج 10، ص 250، ح 38»

 

امام رضا- عليه السلام - فرمود: هر مؤمني كه قبر
امام حسين عليه السلام را كنار شطّ فرات )در كربلا( زيارت كند همانند كسي است كه
خداوند متعال را بر فراز عرش زيارت كرده باشد.




بقیه در ادامه مطلب

 

1- قالَ الإمام الكاظم - عليه
السلام - :
وَجَدْتُ
عِلْمَ النّاسِ في أرْبَع: أَوَّلُها أنْ تَعْرِفَ رَبَّكَ، وَالثّانِيَةُ أنْ
تَعْرِفَ ما صَنَعَ بِكَ، وَالثّالِثَةُ أنْ تَعْرِفَ ما أرادَ مِنْكَ،
وَالرّبِعَةُ أنْ تَعْرِفَ ما يُخْرِجُكَ عَنْ دينِكَ.

 

«الكافي، ج 1، ص 50، ح 11»

 

امام موسي كاظم - عليه السلام - فرمود: تمام علم مردم را در چهار مورد
شناسائي كرده ام: اوّلين آن ها اين كه پروردگار و آفريدگار خود را
بشناسي و نسبت به او شناخت پيدا كني. دوّم، اين كه بفهمي كه از براي وجود تو و نيز
براي بقاء حيات تو چه كارها و لاش هائي صورت گرفته است. سوّم، بداني كه براي
چه آفريده شده اي و منظور چه بوده است. چهارم، معرفت پيدا كني به آن چيزهائي
كه سبب مي شود از دين و اعتقادات خود منحرف شوي (يعني راه خوشبختي و
بدبختي خود را بشناسي و در جامعه چشم و گوش بسته حركت نكني).




بقیه در ادامه مطلب

 

1- قالَ الإمامُ الصّادقُ - عليه
السلام - :
حَديثي
حَديثُ أبي، وَ حَديثُ أبي حَديثُ جَدي، وَ حَديثُ جَدّي حَديثُ الْحُسَيْنِ، وَ
حَديثُ الْحُسَيْنِ حَديثُ الْحَسَنِ، وَ حَديثُ الْحَسَنِ حَديثُ أميرِالْمُؤْمِنينَ،
وَ حَديثُ أميرَالْمُؤْمِنينَ حَديثُ رَسُولِ اللهِ (صلي الله عليه وآله
وسلم)، وَ حَديثُ رَسُولِ اللهِ قَوْلُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ.

 

«بحارالأنوار، ج 2، ص 178، ح 28»

 

امام جعفر صادق - عليه السلام - فرمود: سخن و حديث من
همانند سخن پدرم مي باشد، و سخن پدرم همچون سخن جدّم، و سخن جدّم نيز مانند
سخن حسين و نيز سخن او با سخن حسن يكي است و سخن حسن همانند سخن اميرالمؤمنين علي
و كلام او از كلام رسول خدا مي باشد، كه سخن رسول الله به نقل از سخن خداوند
متعال خواهد بود.




بقیه در ادامه مطلب

 

1- قالَ الاْمامُ الباقر - عليه
السلام - :
إذا
أرَدْتَ أنْ تَعْلَمَ أنَّ فيكَ خَيْراً، فَانْظُرْ إلي قَلْبِكَ فَإنْ كانَ
يُحِبُّ أهْلَ طاعَةِ اللّهِ وَ يُبْغِضُ أهْلَ مَعْصِيَتِهِ فَفيكَ خَيْرٌ;
وَاللّهُ يُحِبُّك، وَ إذا كانَ يُبْغِضُ أهْلَ طاعَةِ اللّهِ وَ يُحِبّ أهْلَ
مَعْصِيَتِهِ فَلَيْسَ فيكَ خَيْرٌ; وَ اللّهُ يُبْغِضُكَ، وَالْمَرْءُ مَعَ مَنْ
أحَبَّ.

 

«وسائل الشّيعة، ج 16، ص 183، ح 1»

 

امام محمد باقر - عليه السلام - فرمود: اگر خواستي
بداني كه در وجودت خير و خوشبختي هست يا نه، به درون خود دقّت كن اگر اهل عبادت و
طاعت را دوست داري و از اهل معصيت و گناه ناخوشايندي، پس در وجودت خير و سعادت
وجود دارد; و خداوند تو را دوست مي دارد. ولي چنانچه از اهل طاعت و عبادت
ناخوشايند باشي و به اهل معصيت عشق و علاقه ورزيدي، پس خير و خوبي در تو نباشد; و
خداوند تو را دشمن دارد. و هر انساني با هر كسي كه به او عشق و علاقه دارد، با
همان محشور مي گردد.




بقیه در ادامه مطلب

 

1- قالَ الاْمامُ السجاد - عليه
السلام - :
ثَلاثٌ
مَنْ كُنَّ فيهِ مِنَ الْمُؤمِنينَ كانَ في كَنَفِ اللّهِ، وَأظَلَّهُ اللّهُ
يَوْمَ الْقِيامَةِ في ظِلِّ عَرْشِهِ، وَآمَنَهُ مِنْ فَزَعِ الْيَوْمِ
الاْكْبَرِ:

 

مَنْ
أَعْطي النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، ورَجُلٌ لَمْ يَقْدِمْ
يَداً وَرِجْلاً حَتّي يَعْلَمَ أَنَّهُ في طاعَةِ اللّهِ قَدِمَها أَوْ في
مَعْصِيَتِهِ، وَرَجُلٌ لَمْ يَعِبْ أخاهُ بِعَيْب حَتّي يَتْرُكَ ذلكَ الْعِيْبَ
مِنْ نَفْسِهِ.

 

«بحارالأنوار، ج 75، ص 141، ح 3»

 

امام سجاد - عليه اسلام - فرمود: سه حالت و خصلت
در هر يك از مؤمنين باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قيامت در سايه رحمت عرش
الهي مي باشد و از سختي ها و شدايد صحراي محشر در امان است: اوّل آن كه در كارگشائي
و كمك به نيازمندان و درخواست كنندگان دريغ ننمايد. دوّم آن كه قبل از هر نوع
حركتي بينديشد كه كاري را كه مي خواهد انجام دهد يا هر سخني را كه
مي خواهد بگويد آيا رضايت و خوشنودي خداوند در آن است يا مورد غضب و سخط او
مي باشد. سوّم قبل از عيب جوئي و بازگوئي عيب ديگران، سعي كند
عيب هاي خود را برطرف نمايد.




بقیه در ادامه مطلب

 

1- قالَ الاْمامُ الْحُسَيْن - عليه
السلام - :
إنَّ
قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ التُّجارِ، وَ إنَّ قَوْماً
عَبَدُوا اللهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبْيدِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا
اللهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبادَةٌ الْأحْرارِ، وَ هِيَ أفْضَلُ الْعِبادَةِ.

 

«بحارالأنوار، ج 75، ص 117، ح 5»

 

امام حسين - عليه السلام - فرمود: همانا
عدّه اي خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوي بهشت عبادت مي كنند كه آن
يك معامله و تجارت خواهد بود و عدّه اي ديگر از
روي ترس خداوند را عبادت و ستايش مي كنند كه همانند عبادت و اطاعت نوكر از
ارباب باشد و طائفه اي هم به عنوان شكر و سپاس از روي
معرفت، خداوند متعال را عبادت و ستايش مي نمايند; و اين نوع، عبادت آزادگان
است كه بهترين عبادات مي باشد.




بقیه در ادامه مطلب

 


قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : يَا ابْنَ آدْم! عَفِّ عَنِ
مَحارِمِ اللّهِ تَكُنْ عابِداً، وَ ارْضِ بِما قَسَّمَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَكَ
تَكُنْ غَنِيّاً، وَ أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَكَ تَكُنْ مُسْلِماً، وَ صاحِبِ
النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحبُّ أنْ يُصاحِبُوكَ بِهِ تَكُنْ عَدْلاً.

 

«بحارالأنوار، ج 78، ص 112»

 

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: اي فرزند آدم!
نسبت به محرّمات الهي عفيف و پاكدامن باش تا عابد و بنده خدا باشي. راضي باش بر
آنچه كه خداوند سبحان برايت تقسيم و مقدّر نموده است، تا هميشه غني و بي نياز
باشي. نسبت به همسايگان، دوستان و همنشينان خود نيكي و احسان نما تا مسلمان محسوب
شوي. با افراد (مختلف) آنچنان بر خورد كن كه انتظار داري ديگران همانگونه با
تو بر خورد نمايند.




بقیه در ادامه مطلب

 


قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله عليها - : نَحْنُ وَسيلَتُهُ في خَلْقِهِ، وَ
نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ في غَيْبِهِ، وَ
نَحْنُ وَرَثَةُ أنْبيائِهِ.

 

«شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 16، ص 211»

 

حضرت فاطمه زهرا - سلام الله عليها - فرمود: ما أهل
بيت پيامبر، وسيله ارتباط خداوند با خلق او هستيم، ما برگزيدگان
پاك و مقدّس پروردگار مي باشيم، ما حجّت و راهنما خواهيم بود; و ما وارثان
پيامبران الهي هستيم.




بقیه در ادامه مطلب

1
ـ قالَ الاْمامُ علي - عَلَيْهِ السلام - : إغْتَنِمُوا الدُّعاءَ عِنْدَ خَمْسَةِ
مَواطِنَ: عِنْدَ قِرائَةِ الْقُرْآنِ، وَ عِنْدَ الاْذانِ، وَ عِنْدَ نُزُولِ
الْغَيْثِ، وَ عِنْدَ الْتِقاءِ الصَفَّيْنِ لِلشَّهادَةِ، وَ عِنْدَ دَعْوَةِ
الْمَظْلُومِ، فَاِنَّهُ لَيْسَ لَها حِجابٌ دوُنَ الْعَرْشِ.

 

«بحارالأنوار، ج 90، ص 343، ح 1»

 

امام علي - عليه السلام - فرمود: پنج موقع را براي دعا و حاجت خواستن غنيمت
شماريد: موقع تلاوت قرآن، موقع اذان، موقع بارش باران، موقع جنگ و جهاد ـ في سبيل
اللّه ـ موقع ناراحتي و آه كشيدن مظلوم. در چنين موقعيت ها مانعي براي استجابت دعا
نيست.




بقیه در ادامه مطلب

 


قال رَسُولُ اللّهِ - صَلَّي اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ - : لا تُضَيِّعُوا
صَلاتَكُمْ، فَإنَّ مَنْ ضَيَّعَ صَلاتَهُ، حُشِرَ مَعَ قارُونَ وَ هامانَ، وَ
كانَ حَقّاً عَلي اللّهِ أنْ يُدْخِلَهُ النّارَ مَعَ الْمُنافِقينَ.

 

«وسائل الشّيعة، ج 4، ص 30»

 

رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: نماز را سبك و ناچيز مشماريد، هر
كس نسبت به نمازش بي اعتنا باشد و آنرا سبك و ضايع گرداند همنشين قارون و هامان
خواهد گشت و حقّ خداوند است كه او را همراه منافقين در آتش داخل نمايد.




بقیه در ادامه مطلب

 

بانوی خردمندی در کوهستان سفر می کرد که سنگ گرانقیمتی را در جوى آبى پیدا کرد. روز بعد به مسافرى رسید که گرسنه بود. بانوى خردمند کیفش را باز کرد تا در غذایش با مسافر شریک شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در کیف بانوى خردمند دید، از آن خوشش آمد و از او خواست که آن سنگ را به او بدهد.

زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد.مسافر بسیار شادمان شد و از این که شانس به او روى کرده بود، از خوشحالى سر از پا نمى شناخت. او مى دانست که جواهر به قدرى با ارزش است که تا آخر عمر، مى تواند راحت زندگى کند، ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد تا هرچه زودتر، بانوى خردمند را پیدا کند.
 
بالاخره هنگامى که او را یافت، سنگ را پس داد و گفت:«خیلى فکر کردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است، اما آن را به تو پس مى دهم با این امید که چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى. اگر مى توانى، آن محبتى را به من بده که به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى.

 

درویشی تهی‌‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد . چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره‌ای به او کرد . کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند .
کریم خان گفت : این اشاره‌ های تو برای چه بود ؟
درویش گفت : نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم .
آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده ؟کریم خان در حال کشیدن قلیان بود ؛ گفت چه می‌خواهی ؟

درویش گفت : همین قلیان ، مرا بس است !چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت . خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که می‌ خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد ! پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد !روزگاری سپری شد. درویش جهت تشکر نزد خان رفت .
ناگه چشمش به قلیان افتاد و با دست اشاره‌ای به کریم خان زند کرد و گفت : نه من کریمم نه تو ؛ کریم فقط خداست ، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست . . .

 

قرآن کریم پیمان‌بستن با فاسقان را از آن جهت که عهد خود را با خدا شکسته‌اند غیرقابل اعتماد می‌داند و نتیجه پیمان‌شکنی را فساد در زمین و خسارت دانسته است.


وفای به عهد و پیمان که یکی از فرایض و از جمله آداب معاشرت و حسن سلوک با مردم به شمار می رود، باید همیشه مورد توجه باشد. در قرآن مجید و روایات اسلامی به این امر فوق العاده اهمیت داده شده که برخی از آیات و روایات را یادآور می شویم.


مۆمن وقتی متعهد می شود کاری را چه در فضای سیاسی، چه اجتماعی ، چه خانوادگی و چه در هر حوزه دیگری انجام دهد باید به این معنی توجه داشته باشد که وفای به عهد امری لازم و واجب است و قرآن مجید و روایات نسبت به این حقیقت تأکید و پافشاری دارند.


“وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْۆُولاً (سوره اسراء آیه 34)؛ به عهد و پیمن وفا کنید زیرا عهد و پیمان مورد بازپرسی است”.


“وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِسْمَاعِیلَ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ …(سوره مریم آیه 54)؛ به داستان زندگی اسماعیل توجه کن، بی تردید او انسان وفادار به عهد و پیمان بود”.


شخصی به نام ابومالک می گوید به حضرت علی بن الحسین (علیه السلام) گفتم مرا به همه قوانین دین خبر ده، گفت حضرت فرمودند : گفتار حق و حکومت به عدالت و وفای به عهد ، همه قوانین دین است.


موسی بن جعفر(علیه السلام) از پدرانش از رسول خدا(صلی الله و علیه وآله) روایت می کند که آن حضرت فرمود: کسی که پایبند به عهد و پیمانش نیست ، دین ندارد.


 وفای به عهد نشانه ی چیست؟
وفای به عهد علامت ایمان: قرآن مجید یکی از ویژگی ها و خصوصیات افراد با ایمان را وفای به عهد می داند و می فرماید: «وَالَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ»؛[1] مۆمنان آنها هستند که امانت ها و عهد خود را مراعات می کنند.


نشانه نیکوکاران: در جای دیگر، قرآن مجید وفای به عهد را نشانه افراد نیکوکار دانسته و می فرماید: «…الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا…»؛[2] …نیکوکاران کسانی هستند که به عهد خود (هنگامی که عهد بستند) وفا می کنند…
وعده ای که مۆمن به برادر دینی خود می دهد نوعی نذر است که وفاکردن به آن لازم است جز این که کفاره ندارد و هر کس از وعده ای که داده است تخلف کند با خدا مخالفت کرده و خود را در معرض خشم پروردگار قرار داده و این همان است که قرآن می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید؟»


اسماعیل صادق الوعد: در اهمیت وفای به عهد همین بس که خدای متعال آنگاه که می خواهد از حضرت اسماعیل علیه السلام به عظمت نام ببرد ، وفای به عهد را به عنوان یکی از اوصاف برجسته او یادآور می شود و می فرماید: «وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِسْمَاعِیلَ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَکَانَ رَسُولًا نَّبِیًّا»؛[3] در کتاب آسمانی خود از اسماعیل یاد کن که او در وعده هایش صادق و رسول و پیامبر بزرگی بود.


جالب آن که در این آیه وفای به عهد را پیش از مقام نبوت و رسالت می آورد، گویی که صدق به وعد پایه نبوت است.


به هر حال، قرآن مجید درباره وفای به عهد زیاد سفارش کرده و می فرماید: «…أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کانَ مَسْۆُلاً»؛[4] …به عهد (خود) وفا کنید که از عهد سۆال می شود.


وفای به عهد از ویژگی های مۆمنان: رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: من کان یۆمن بالله والیوم الاخر فلیف اذا وعد.[5] آن کس که به خدا و روز جزا ایمان دارد ، باید به وعده خود وفا کند.


خلف وعده، علامت نفاق: در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: آیه المنافق ثلاثٌ إذا حدیث کذب و إذا وعد أخلف و إذا ائتمن خان.[6] نشانه منافق سه چیز است: دروغگویی، پیمان شکنی و خیانت در امانت.


وفای به عهد همانند نذر است: هشام بن سالم می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: عده المۆمن اخاه نذرٌ لاکفاره له فمن أخلف فبخلف الله بدأ ولمقته تعرض و ذلک قوله: «یا ایها الذین امنوا لم تقولون ما لاتفعلون کبر مقتاً عندالله ان تقولوا ما لاتفعلون؟»[7]


وعده ای که مۆمن به برادر دینی خود می دهد نوعی نذر است که وفاکردن به آن لازم است جز این که کفاره ندارد و هر کس از وعده ای که داده است تخلف کند با خدا مخالفت کرده و خود را در معرض خشم پروردگار قرار داده و این همان است که قرآن می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید؟».


خلف وعده، موجب خشم خدا است: امیرمۆمنان علیه السلام در فرمان خود به مالک اشتر فرمود: إیاک… ان تعدهم فتتبع موعدک بخلفک… و الخلف یوجب المقت عندالله و الناس قال الله تعالی «کبر مقتاً عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون»…[8] بپرهیز از این که به مردم وعده بدهی و تخلّف کنی… زیرا (تخلف از وعده) موجب خشم خدا و مردم خواهد شد، چنان که قرآن می فرماید: «نزد خدا بسیار خشم آور است که بگویید چیزی را که به آن عمل نمی کنید…».


وفای به عهد از حقوق ایمانی است: امام صادق علیه السلام فرمود: المۆمن اخوا المۆمن عینه و دلیله لایخونه و لایظلمه و لایغشه ولایعده عده فیخلفه.[9] مۆمن برادر مۆمن و مانند چشم و راهنمای اوست، به او خیانت نمی کند و ستم روا نمی دارد و او را فریب نمی دهد و به او وعده ای نمی دهد که تخلّف کند.


تذکّر لازم
همان گونه که از آیات و روایات استفاده می شود ، مسئله وفای به عهد از مسائل مهم و اساسی به شمار می رود که در دین مقدس اسلام مورد کمال عنایت قرار گرفته است، زیرا اگر بنا باشد به این مسئله اساسی توجه نشود زندگی مردم متلاشی خواهد شد و در اثر بی نظمی و هرج و مرج مردم از یکدیگر سلب اعتماد خواهند کرد و در نتیجه زیربنای روابط اجتماعی سست می شود. از این رو اسلام آنقدر به وفای به عهد اهمیت می دهد که حتی در مورد دشمن و کسی که از نظر عقیده و مسلک و هدف با انسان توافق ندارد وفای به عهد و پیمان را لازم می شمرد.


امام صادق علیه السلام فرمود: ثلاثٌ لم یجعل الله عزوجل لاحد فیهن رخصه: أداء الامانه الی البر والفاجر والوفاء بالعهد للبر والفاجر و بر الوالدین برین کانا اوفاجرین.[10]


سه چیز است که خداوند به هیچ کس اجازه تخلّف از آن را نداده است: ادای امانت در مورد هر کس خواه نیکوکار باشد یا بدکار و وفای به عهد درباره هر کس خواه نیکوکار باشد یا بدکار و نیکی به پدر و مادر خواه نیکوکار باشند یا بدکار.


امیرمۆمنان علیه السلام به مالک اشتر فرمان داد که اگر به دشمن خود هم وعده ای داده ای باید به پیمان خود وفا کنی، آنجا که فرمود: و إن عقدت بینک و بین عدوک عقده او البسته منک ذمه فحط عهدک بالوفاء وارع ذمّتک بالامانه واجعل نفسک جنه دون ما اعطیت، فإنّه لیس من فرائض الله شیء الناس اشد علیه اجتماعا مع تفرق اهوائهم و تشتّت آرائهم من تعظیم الوفاء بالعهود و قد لزم ذلک المشرکون فیما بینهم دون المسلمین لما استوبلوا من عواقب الغدر فلا تعذرنّ بذمّتک ولا تخیسن بعهدک و لاتختلن عدوک فإنه لایجتری علی الله إلا جاهل شقی، و قد جعل الله عهده و ذمّته أمناً أفضاه بین العباد برحمته و حریماً یسکنون إلی منعته…[11]


اگر بین خود و دشمنت پیمانی بستی و یا تعهد کردی که به او پناه دهی، جامه وفا را بر عهد خود بپوشان و تعهدات خود را محترم بشمار و جان خود را سپر تعهدات خویش قرار ده! زیرا هیچ یک از فرایض الهی مانند وفای به عهد و پیمان نیست که مردم جهان با تمام اختلافاتی که دارند نسبت به آن این چنین اتفاق نظر داشته باشند و حتی مشرکان زمان جاهلیت آن را مراعات می کردند، چرا که عواقب پیمان شکنی را آزموده بودند. بنابراین، هرگز پیمان شکنی مکن و در عهد خود خیانت روا مدار و دشمنت را فریب مده، زیرا غیر از شخص جاهل و شقی، کسی گستاخی بر خداوند را روا نمی دارد. خداوند عهد و پیمانی را که بنام او منعقد می شود با رحمت خود مایه آسایش بندگان و حریم امنی برایشان قرار داده تا به آن پناه برند…


در آئین مقدس اسلام وفای به عهد یکی از وظایف مسلمین است، خواه موقع جنگ باشد یا در حال عادی، طرف پیمان مسلمان باشد یا غیرمسلمان که برای نمونه به برخی از آیات و روایاتی که در این باره رسیده است، می پردازیم.


قرآن مجید می فرماید: «إِلاَّ الَّذِینَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِکِینَ ثُمَّ لَمْ یَنقُصُوکُمْ شَیْئًا وَلَمْ یُظَاهِرُواْ عَلَیْکُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّواْ إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ»؛[12] مگر کسانی از مشرکان که با آنها عهد بسته اید و چیزی از آن فروگذار نکرده اند و با احدی بر ضدّ شما همدست نشده اند. پیمان آنها را تا پایان مدتش محترم بشمرید، زیرا خداوند پرهیزکاران را دوست می دارد.
سه چیز است که خداوند به هیچ کس اجازه تخلّف از آن را نداده است: ادای امانت در مورد هر کس خواه نیکوکار باشد یا بدکار و وفای به عهد درباره هر کس خواه نیکوکار باشد یا بدکار و نیکی به پدر و مادر خواه نیکوکار باشند یا بدکار


رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: المسلمون اخوه تتکافی دمائهم و یسعی بذمتهم ادناهم هم ید علی من سواهم؛[13] ارزش خون مسلمانان با یکدیگر برابر است و امانی که کوچکترین فرد آنها می دهد برای همه شان محترم است و آنها در مقابل بیگانگان به هم پیوسته و دارای قدرت متشکل و فشرده اند.


 کاری که به تدریج انسان را «مفسد فی‌الارض» می‌کند
وَ مَا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِینَ؛ خداوند از اینکه مثال (به موجودات ظاهراً کوچکی مانند) پشه و حتی بالاتر از آن بزند شرم نمی‏کند (در این میان) آنها که ایمان آورده‏اند می‏دانند حقیقتی است از طرف پروردگارشان، و اما آنها که راه کفر را پیموده‏اند (این موضوع را بهانه کرده) و می‏گویند منظور خداوند از این مثل چه بوده است؟! (آری) خدا جمع زیادی را با آن گمراه و عده کثیری را هدایت می‏کند ولی تنها فاسقان را با آن گمراه می‏سازد . (بقره/26)


الَّذِینَ یَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فی الأَرْضِ أُولَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ؛ (فاسقان آنها هستند که) پیمان خدا را پس از آن که محکم ساختند، می‏شکنند، و پیوندهائی را که خدا دستور داده برقرار سازند قطع می‏نمایند، و در جهان فساد می‏کنند، اینها زیانکارانند (بقره/27)


به پیمان فاسقان، اعتماد نکنید. کسى که پیمان خداوند را نقض مى‏کند، به عهد و پیمان دیگران وفادار نخواهد بود و عهدشکن، به تدریج مفسد مى‏شود. «ینقضون، یفسدون».


پی نوشت ها:
1- سوره مۆمنون/8، سوره معارج/32.
2- سوره بقره/177.
3- سوره مریم/54.
4- سوره اسراء /34.
5- اصول کافی، ج2/ص364، حدیث 2.
6- المستطرف، ج1/ ص198.
7- اصول کافی، ج2/ص364، حدیث 1.
8- نهج البلاغه، صبحی صالح، نامه 53.
9- اصول کافی، ج2/ص166، حدیث 3.
10- اصول کافی، چاپ اسلامیه، ج2/ص162، حدیث 15؛ بحارالانوار، چاپ بیروت، ج72/ص92.
11- نهج البلاغه صبحی صالح، نامه 53.
12- سوره توبه/4.
13- وسائل الشیعه، چاپ بیروت، ج 19، ص 55.


منابع:
محمدرضا مهدوی کنی، نقطه های آغاز در اخلاق عملی.
مهر نیوز

علم، چراغ راه انسان است و مسیر حرکت تکاملی او را روشن می‌کند تا بتواند به آسانی به اهداف خویش برسد و به قله کمال راه یابد. علم آموزی و دانش طلبی از ویژگی‌های انسان است و او را از حیوانات متمایز می‌سازد و به زندگی او جلوه خاص انسانی می‌بخشد. علم و آگاهی، نخستین شرط موفقیت انسان بلکه پایه و اساس سعادت او است. خوشی‌های دنیا و آخرت به وسیله علم به دست می‌آید. پیامبر اکرم(ص) فرمود: (انّ ا... یطاع بالعلم ویعبد بالعلم و خیرالدنیا والآخره مع العلم و شرّ الدنیا والآخره مع الجهل؛ خداوند به وسیله علم اطاعت می‌شود. خیر دنیا و آخرت با علم است و شر و بدی دنیا و آخرت همراه با جهل و نادانی است.)به تحقیق انسان بدون آگاهی و شناختِ راه‌های موفقیت و شرایط بهتر زندگی کردن نمی‌تواند به پیروزی برسد. امام علی(ع) به کمیل فرمود: (مامن حرکه الا و أنت فیه محتاج الی معرفه، ای کمیل، هیچ حرکت (و کاری) پیش نخواهد رفت جز این که در آن شناخت لازم را داشته باشی.) حیوانات به دلیل تمایلات حیوانی و شعور فطری از اشتباه و انحراف محفوظند و براساس یک نظم دقیق جبراً در حرکت می‌باشند.

حیوانات در زندان غریزه محبوسند و از ده‌ها قرن پیش تاکنون به طور یکنواخت زندگی کرده اند و هیچ پیشرفتی نداشته‌اند ولی انسان به حکم اختیار و آزادی گرفتار اشتباهات می‌شود و گاهی چیزهای زیانبار را سودمند می‌پندارد و چیزهای پرفایده را بی فایده تلقی می‌کند. با وجود این، انسان یک امتیاز و برتری بزرگ دارد و آن این که بر اثر داشتن عقل و اندیشه و آزادی توانسته است به پیشرفت‌های چشمگیری نائل شود. کاروان بشر به میزان ارتقای سطح علم و دانش خویش هم چنان به سوی کمال در حرکت است و تاکنون در رشته‌های گوناگون علمی و فنون مختلف، هزاران تحول و تطور را پدید آورده و روز به روز قوانین تازه تری از اسرار عالم هستی را کشف می‌کند و موقعیت بهتری می‌یابد. به قول یکی از دانشمندان: (تمام موجودات زنده به استثنای انسان، نوعی علم فطری از جهان و خود دارند. این غرایز آن‌ها را به شکل کاملاً مطمئنی برای تماس با حقیقت می‌راند. بنابراین آزادی فریب دهنده‌ای ندارند.

فقط موجوداتی که صاحب عقل‌اند، فریب می‌خورند و در نتیجه تکامل می‌پذیرند. حشرات برعکس، چنین نیستند و نظم اجتماعشان از ده‌ها هزار سال پیش تا امروز تغییری نکرده است. پرندگان می‌دانند کِی باید لانه بسازند و زنبورهای عسل موادی را که برای پرورش ملکه یا کارگران یا سربازان کندو لازم است، می‌شناسند. به علت خودکاری غریزه، جانوران آزادی ندارند که چون انسان به اقتضای هوا و هوس خود زندگی کنند. انسان هنوز راه و رسم اداره خود را نمی‌شناسد و هیچ گاه موفق به بنای یک تمدنی استوار نشده است. گویی شعور آدمی هنوز به آن درجه از کمال نرسیده است که بتواند زندگی اجتماعی ما را به همان خوبی که غریزه به اجتماع مورچه‌ها نظم می‌دهد، هدایت کند.

فقيهي پدر را گفت: «هيچ از اين سخنان دلاويز متكلمان در من اثر نمي كند، به علت آنكه نمي بينم ايشان را كرداري موافق گفتار».

ترك دنيا به مردم آموزند    خويشتن سيم و غله اندوزند

عالمي را كه گفت باشد و بس    هرچه گويد نگيرد اندر كس

عالم آن كس بود كه بد نكند    نه بگويد به خلق و خود نكند

خشم بيش از حد گرفتن، وحشت آرد و لطف بي وقت، هيبت ببرد. نه چندان درشتي كن كه از تو سير گردند و نه چندان نرمي كه بر تو دلير شوند.

درشتي و نرمي به هم در، به است

چو رگزن كه جراح و مرهم نه است

ياد دارم كه شبي در كارواني همه شب رفته بودم، و سحر در كنار بيشه اي خفته. شوريده اي كه در آن سفر همراه ما بود، نعره اي برآورد و راه بيابان گرفت و يك نفس آرام نيافت. چون روز شد، گفتمش: «آن چه حالت بود؟» گفت: «بلبلان را ديدم كه به نالش در آمده بودند از درخت، و كبكان از كوه، و غوكان در آب، و بهايم از بيشه، انديشه كردم كه مروت نباشد همه در تسبيح و من به غفلت خفته».

دوش مرغي به صبح مي ناليد    عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش

يكي از دوستان مخلص را    مگر آواز من رسيد به گوش

گفت باور نداشتم كه تو را    بانگ مرغي چنين كند مدهوش

گفتم: «اين شرط آدميت نيست    مرغ، تسبيح گوي و من خاموش»

يكي از علماي راسخ را پرسيدند كه چه گويي در نان وقف. گفت: اگر از بهر جمعيت خاطر و فراغ عبادت مي ستانند حلال است و اگر مجموع از بهر نان نشينند حرام.

نان ازبراي كنج عبادت گرفته اند

صاحبدلان، نه كنج عبادت براي نان

دو اميرزاده در مصر بودند، يكي علم آموخت و ديگري مال اندوخت. آن، علامه عصر شد و اين، عزيز مصر گشت. پس اين توانگر به چشم حقارت در فقيه نظر كردي و گفتي: «من به سلطنت رسيدم و تو همچنان در مسكنت بماندي». گفت: «اي برادر شكر نعمت باري تعالي بر من است كه ميراث پيغمبران يافتم - يعني علم - و تو ميراث فرعون و هامان – يعني ملك مصر».

من آن مورم كه در پايم بمالند                نه زنبورم كه از نيشم بنالند

كجا خود شكر اين نعمت گزارم            كه زور مردم آزاري ندارم؟

عاملي را شنيدم كه خانه رعيت خراب كردي، تا خزانه سلطان آبادان كند، بي خبر از قول حكما كه گفته اند: «هر كه خداي تعالي را بيازارد تا دل خلقي به دست آرد، خداي تعالي همان خلق را بر وي گمارد تا دمار از روزگارش برآرد».

آتش سوزان نكند با سپند                            آنچه كند دود دل مستند

گويند سرور جمله حيوانات، شير است و كمترين جانوران خر، و به اتفاق خردمندان، خر باربر به از شير مردم در.

بازرگاني را ديدم كه صد وپنجاه شتر بار داشت وچهل بنده خدمتكار. شبي در جزيره كيش مرا به حجره خويش در آورد، همه شب نياراميد از سخنهاي پريشان گفتن كه «فلان انبارم به تركستان است و فلان بضاعت به هندوستان، و اين قباله فلان زمين است و فلان چيز را فلان، ضمين». گاه گفتي: «خاطر اسكندريه دارم كه هوايي خوش است». باز گفتي: «نه كه درياي مغرب مشوش است. سعديا سفري ديگرم در پيش استاگر آن كرده شود بقيت عمر خويش به گوشه اي بنشينم». گفتم: «آن كدام سفر است؟» گفت: «گوگرد پارسي خواهم بردن به چين كه شنيده ام قيمتي عظيم دارد و از آنجا كاسه چيني به روم آرم و ديباي رومي به هند و فولاد هندي به حلب و آبگينه حلبي به يمن و برد يماني به پارس و از آن پس، ترك تجارت كنم و به دكاني بنشينم». انصاف ازين ماخوليا چندان فرو گفت كه بيش طاقت گفتنش نماند. گفت: « اي سعدي تو هم سخني بگوي از آنها كه ديده اي و شنيده!» گفتم:

آن شنيدستي كه در اقصاي غور          بار سالاري بيفتاد از ستور

گفت چشم تنگ دنيا دوست را             يا قناعت پر كند، يا خاك گور

در جامع بعلبك كلمه اي چند به طريق وعظ مي گفتم با جماعتي افسرده دل مرده و راه از صورت به معني نبرده. ديدم كه نفسم در نمي گيرد و آتشم در هيزم تر ايشان اثر نمي كند. دريغ آمدم تربيت ستوران و آينه داري در محله كوران وليكن در معني باز بود و سلسله سخن دراز، در بيان اين آيت كه «نحن اقرب اليه من حبل الوريد». سخن به جايي رسانيده بودم كه گفتم:

دوست نزديكتر از من به من است          وين عجب بين كه من از وي دورم

چه كنم با كه توان گفت كه دوست            در كنار من و من مهجورم

 

من از شراب اين سخن مست و فضاله قدح در دست، كه رونده اي از كنار مجلس گذر كرد و دور آخر در او اثر. نعره چنان زد كه ديگران به موافقت او در خروش آمدند و خامان مجلس در جوش. گفتم: سبحان الله! دوران باخبر در حضور و نزديكان بي بصر دور.

فهم سخن چون نكند مستمع                 قوت طبع از متكلم مجوي

فسحت ميدان ارادت بيار                   تا بزند مرد سخنگوي گوي

اعرابي را ديدم در حلقه جوهريان بصره كه حكايت همي كرد كه «وقتي در بياباني راه گم كرده بودم و از زادمعني چيزي با من نمانده بود، و دل بر هلاك نهاده كه ناگاه كيسه اي يافتم پر مرواريد، هرگز آن ذوق و شادي فراموش نكنم كه پنداشتم گندم بريان است، باز آن تلخي و نوميدي كه معلوم كردم كه مرواريد است».

دو درويش خراساني، ملازم صحبت يكدگر سياحت كردندي، يكي ضعيف بود كه به هر دو شب افطار كردي و آن دگر قوي كه روزي سه بار خوردي. قضا را بر در شهري به تهمت جاسوسي گرفتار آمدند و هر دو را به خانه كردند و درش به گل بر آوردند، بعد از دو هفته معلوم شد كه بي گناهند؛ در بگشادند. قوي را ديدند مرده و ضعيف جان به سلامت برده. در اين عجب بماندند. حكيمي گفت خلاف اين عجب بودي، كه آن يكي بسيار خوار بود، طاقت بي نوايي نداشت، هلاك شد؛ و آن ديگر خويشتن دار بود، بر عادت خود صبر كرد و به سلامت بماند.

چو كم خوردن طبيعت شد كسي را                       چو سختي پيشش آيد، سهل گيرد

و گر تن پرورست اندر فراخي                            چو تنگي بيند، از سختي بميرد

هرگز از دور زمان نناليده بودم و روي از گردش آسمان درهم نكشيده، مگر وقتي كه پايم برهنه مانده بود واستطاعت پاي پوشي نداشتم. به جامع كوفه در آمدم، دلتنگ، يكي را ديدم كه پاي نداشت، سپاس نعمت حق به جاي آوردم و بر بي كفشي صبر كردم.

پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت:
 "نصف قلمرو پادشاهی‌ام را به کسی می‌دهم
 که بتواند مرا معالجه کند".


تمام آدم‌های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست.

تنها یکی از مردان دانا گفت: "فکر کنم می‌توانم شاه را معالجه کنم. اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید، شاه معالجه می شود".

شاه پیک‌هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد....

آنها در سرتاسر مملکت سفر کردند ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند. حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد.

آن که ثروت داشت، بیمار بود. آن که سالم بود در فقر دست و پا میزد، یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت. یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند. خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند.

آخرهای یک شب، پسر شاه از کنار کلبه‌ای محقر و فقیرانه رد میشد که شنید یک نفر دارد چیزهایی می‌گوید. "شکر خدا که کارم را تمام کرده‌ام. سیر و پر غذا خورده‌ام و می‌توانم دراز بکشم و بخوابم! چه چیز دیگری می‌توانم بخواهم؟"

پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند.

پیک‌ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند،

 اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت!!!

تعداد صفحات : 8

درباره ما
Profile Pic
به پایگاه جامع فرهنگی مذهبی محبّان مهدی (عج) خوش آمدید... ❀♥ صلوات بر محمد و آل محمد ♥❀
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • لینک دوستان
  • پایگاه جامع فرهنگی مذهبی معلم شهید رضا سرگزی
  • پورتال اهل‌بیت(ع)
  • نكات قرآني
  • گنجور «آثار سخنسرايان پارسي گو»
  • پايگاه اطلاع رساني حوزه
  • قرآن پژوهان شمال
  • مركز قرآن و عترت معاونت تهذيب حوزه هاي علميه
  • دانشنامه اسلامي
  • پايگاه تحقيقاتي غدير
  • پايگاه راز ماندگاري
  • مؤسسه تحقيقات و نشر معارف اهل بيت (ع)
  • پايگاه تحقيقاتي القرآن
  • پايگاه تحقيقاتي ياران انتظار
  • دانشنامه مهدويت
  • مهدي دانلود
  • دانشنامه موضوعي قرآن «تبيان»
  • 313 مبارز «مهدي ياوران»
  • پایگاه شهر حدیث
  • پایگاه حدیث نت
  • كتابخانه احاديث شيعه
  • سايت جامع فرهنگي مذهبي شهيد آويني
  • مذهبي دات آي آر
  • بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسرا
  • تفسير راهنما «آنلاين»
  • نهضت ملي حفظ قرآن
  • پايگاه درس هايي از قرآن «حجت الاسلام قرائتي»
  • پايگاه مرکز فرهنگ و معارف قرآن
  • پژوهشكده قرآن و عترت
  • شبکه قرآن و معارف سیما
  • رادیو قرآن
  • خبرگزاری بین المللی قرآن
  • قرآن آنلاين بسيار نفيس
  • پارس قرآن
  • راسخون «يار هميشه همراه»
  • مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
  • پايگاه مجازي هيئت منتظران حضرت ولي عصر
  • نوای معطر الهی
  • فال حافظ
  • مؤسسه فرهنگي و اطلاع رساني تبيان
  • تفسير نور «آنلاين»
  • مؤسسه ترويج فرهنگ قرآني
  • دانلود سریال یاغی
  • دانلود سریال جدید
  • آخرین مطالب ارسال شده
  • نظرسنجی
    *-ختم جمعي صلوات جهت سلامتي و تعجيل در ظهور حضرت مهدي (عج)-*







    آمار سایت
  • کل مطالب : 293
  • کل نظرات : 8
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 31
  • آی پی دیروز : 66
  • بازدید امروز : 127
  • باردید دیروز : 263
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 127
  • بازدید ماه : 2,531
  • بازدید سال : 58,933
  • بازدید کلی : 428,452